سکس خیلی تند。 سکس الکسیس با کون فیلم سکسی خاله الکسیس تگزاس روغنی جنده خانوم خوشگل کونش

خواهرم بهترین و قشنگترین کوس دنیاست

سکس خیلی تند

فردا صبح بیدار شدم و با استرس فراوان لباس پوشیدم و مسواک زدم و رفتم به مدرسه تو مدرسه امید را ندیدم نیامده بود گفتم دیگه فاتحم خوندس زنگ ورزش رفتم تو اتاق ناظم اولش چیزی نگفت من میخواستم غش کنم زد به سرم و رفتم کنارش وایسادم کسی نبود دستم را گذاشتم رو شلوارش حشری شدم نگام یک دفعه کرد بعد دستم را کشید و لبم را خورد. سکس پدر و دختر و هزاران داستان سکسی اختصاصی فقط در سایت صد داستان سکسی. من یه دوست صمیمی داشتم که ده سالی از خودم بزرگتر بود من 19 سالم بود و اونم 29 سالش ما از قبل همدیگرو میشناختیم ولی زیاد صمیمی نبودیم تا اینکه تو اردیبهشت 96 طی یکسری از اتفاقات باعث شد بهم نزدیک بشیم و از همه اسرار هم با خبر بشیم این دوست من اسمش شهرام بود خیلی پسر خوب با شخصیت و کارمند دانشگاه بود و شرکت معماری داشت. لپاشو بوس کردم رفتم گردنشو خوردم و رفتم تا رسیدم به ممه هاش. ناله های خفیف میکرد سکس الکسیس با کون. شکه شدم و گفت دست بزار رو کیرم من هم کیرش را از روی شلوار مالیدم فهمیدم که اقای فخیمی هم گی است بعد کمر بندش را در اوردم و دکمه شلوارش را باز کردم و زیپش را کشیدم پایین دست کردم تو شورتش و کیرش را در اوردم اول با هاش بازی کردم بعد خوردمش یک دفعه گفن اه. رسیدیم خونه و زود کفش را در اوردم و زنگ زدم مامانم تا ببینم کی میاد خونه اخه مامنم مدیر مدرسه دخترانه است بعد که مامانم گفت 2ساعت دیگه خونه ام زود امید اومد داخل و سریع سر من را گرفت و از من لب گرفت من هم ادامه دادم به لب دادن همینطور که لب میگرفتیم من پیراهنش را از تنش بیرون اوردم واون دست کرد و لشوار من را در اورد بعد دستش را کرد تو شورتم و با سوراخم بازی کرد منهم لب دادن را ول کردم و شلوارش را در اوردم و شروع کردم به ساک زدن صدای ام ام ام اش را میشنیدم بعد گفت دیگه بسه بیا از پشت من هم قبول کردم اول با زبونش سوراخم را لیس میزد و باانگشتش میکرد داخل و بعد با دو انگشتش و همینطور ادامه داد تا سوراخم باز شد من هم هم دردم میگرفت و هم حال میکردم ضربان قلبم تند تند شده بود نشست روی مبل و من هم نشستم اروم رو کیرش وای وای دردش کشتم اخه کیرش 17 سانت بود و کلفتیش 5 سانت بود مردم ولی دوست داشتمش تا ته کرد توش و بعد شروع کرد تند تند کردن کیرش کونم تند تند تکون میخورد انگار میخواستم پاره بشم بعد در اوردش تا بخورمش منهم خوردمش و با هاش بازی کردم تا اینکه رگ های کیرش زده بود بیرون زود زد ام کنار و انداختم روی زمین کیرش را یهو کرد داخل دردش کمتر شده بود خودم هم براش کونم را عقب جلو میکردم خیلی اه اه اه میکرد تا اینکه میخواست ابش بیاد ولی من زود در اوردمش و سرش را فشار دادم تا ابش حالا حالا ها نیاد شروع کردم به اروم ساک زدن از بالا تا پایین و بعد تخم هاش را خوردم اون انگشتش را هی تند تند میکرد تو کونم من هم ساک میزدم. اولش یکم همو بغل کردیم و قربون صدقه هم میرفتیم بعد گفتم دراز میکشم بیا روم که گفت نه من دراز میکشم تو بیا روم. من در دبیرستان توحید درس میخونم و خیلیی علاقه دارم با هم جنسم سکس کنم. بعد اینکه کسشو حسابی خوردم گفتم بیا یکم ساک بزن گفت نننه بدم میاد کلی ناز کرد ولی بالاخره گذاشتش تو دهنش. و کیرش رو میکرد تو دهنم که رفت پایینتر و شلوارکمو درآورد و کیرمو گرفت دستش و مالید و خم شد رو صورتمو و ازم لب گرفت. سلام کرد و گفت کجا بریم دستشو گرفتم و تند تند راه رفتیم سکس الکسیس با کون. یه ماه پیش بود که گفت میخوایم بیایم محل تو هم بیا که اونجا همو ببینیم. چند روز گذشت و همش با هم چت میکردیم ازم پرسید دوست دختر داشتی یا نه گفتم آره داشتم تو چی دوست پسر داشتی؟ گفت آره یه بارم شکست خوردم که یه پسره رو دوست داشتم ولی ازدواج کرد همینطور بحث روابط شد ک ازش پرسیدم چی شد بهم گفتی کی هستی و این حرفا که گفت راستش ازت خوشم اومده و از عید همش میخواستم ببینمت ولی چون همش با رفیقات بودی نمیتونستم زیاد جلو چشمت باشم منم دیدم بعله همه چیز جوره. من پویا هستم 18ساله و گی هستم. دیدم همش اصرار میکنه گفتم باشه دراز کشید و منم دراز کشیدم روش لبامو گذاشتم رو لباش با دستام تو موهاش میکشیدم و خودمو روش میمالوندم. بهش گفتم منم میخوامت و دوست دارم اونم که از خداش بود. من اول از لب گرفتن بدم میومد حتی از دخترا هم لب نمیگرفتم ولی اون لحظه که ازم لب گرفت انگار بهترین حس دنیا بود و دهنش بوی ویسکی میداد و لبامو با لذت میخورد و انگشت دستش رو گذاشته بود رو سوراخم و کمی فشار میداد و بعد پاهامو داد بالا و وازلین که تو خونه بود رو زد به کیرش و محکم و با فشار یدفعه کرد تو کونم وااای خدا یه درد وحشتناکی داشت و من جیغ زدم و شکمم بشدتت درد گرفت ولی اون توجهی نکرد و همونجوری که کیرش تو کونم بود خم شد و بغلم کرد و منم که میخواستم بلند شم و فرار کنم نمیتونستم تکون بخورم. با نوک زبون لیسشون میزدم و میومدم بینشونو میخوردم و همینجور ممه هاشو خوردم. صدای اه اه کردنش بلند داشت میشد سلام من امیرم خاطره ام برمیگرده به دو سال قبل یعنی شهریور 96 بود. یکم با انگشت کردم تو سوراخ کونش و نرمش کردم بعد تف انداختم رو کیرم گذاشتم رو سوراخش فشار دادم به زحمت رفت تو کونش یهو یه جیغی کشید که تخم چسبوندم گفتم هیییس گریه کرد گفت در بیار در بیار مردم دیدم فایده نداره درش اوردم سکس الکسیس با کون نفس نفس میزد میگفت وااای خیلی درد داشت گفتم خو ولش کن میکنم تو کست گفت باشه یکم صبر کن کونم درد داره یکم صبر کردم بعد دراز کشید منم کیرمو آروم تا ته کردم تو کسش و خوابیدم روش و شروع کردم به تلمبه زدن هر دومون داشتیم حال میکردیم یه دستم زیر سرش بود یه دستم رو ممه ش لبم هم رو لبش و کیرم تو کسش هر از چند گاهی هم گردنش و لاله گوششو میخوردم و پیشونیشو میبوسیدم یکم که گذشت دیدم محکم تو بغل گرفتم و یه ااه عمیق کشید و شل شد فهمیدم ارضا شده ولی من هنوز ارضا نشده بودم همینجور به تلمبه زدن ادامه دادم دیدم کسش سرد شده کیرمو دراوردم و شروع کردم لب گرفتم و کس مالی و ممه هاشو مالوندن یکم که گذشت انگشتمو کردم تو کسش دیدم داغ شده باز کردم توش و تلمبه زدم همش میگفت ااه ااه ااه عرق کرده بودم شدید پاهاشو دور کمرم و دستاشو دور گردنم حلقه کرده بود منم همش میگفتم نگین میخوامت نگین دوست دارم اونم میگفت فدات شم منم همینطور سکس الکسیس با کون یکم که تلمبه زدم احساس کردم ابم داره میاد تند تند تلمبه زدم و دراوردم و ابمو ریختم زمین بلند شد بغلم کرد و یه چند دقیقه تو بغل هم موندیم نگاه ساعت کردم دیدم ساعت ۲ و نیم گذشته گفتم اوه اوه خیلی دیر شده بریم بلند شد کمکش لباساشو تنش کردم و راه افتادیم میگفت کونم یکم درد داره منم خندیدم گفتم چند بار که بکنم دیگه عادی میشه برات و گفت نه خیلی درد داره سکس الکسیس با کون تو راه همش میگفت خیلی دوست دارم میلادم دستشو انداخته بود دور گردنم منم چیزی در مورد سکس قبلیش ازش نپرسیدم و دستمو دور گردنش حلقه کرده بودم رسوندمش جلو در خونه بابابزرگش همونجا همو بغل کردیم و یه لب حسابی گرفتیم و رفت منم زنگ زدم پسر عموم گفت خبری نیست پاکه پاکه رفتم پیشش و با هم رفتیم خونشون الان که یا مه گذشته هنوز با هم چت میکنیم و از اون شب میگیم و منتظرم که باز بیاد و بازم با هم یه سکس توپ بکنیم. من و شهرام بعد پنج ماه که خیلی صمیمی شده بودیم و تابستون بود با بچه های دیگه به باغ شهرام اینا که ویلا داشتن میرفتیم عشق و حال تا اینکه یه شب بچه های دیگه نموندن شب رو و رفتن و منم چون با شهرام اومده بودم باغشون و ماشین بچه ها جا نداشت مجبور شدم شب رو بمونم باهاش بعد خوردن شام که جوج زدیم با نوشابه شروع کردیم به صحبت کردن و گفت تو به دخترا شماره میدی احیانا پسرا به تو شماره نمیدن البته با لحن شوخی میحرفیدیم که منم گفتم نه بابا زر نزن و اونم گفت خیلی شبیه اروپایی ها هستی و خیلی جیگری و از دختر ها جلوتری و از این حرفا و منم میخندیم و میگفتم کص نگو و بعدش رفتیم بخوابیم که هر کدوممون روی یه کاناپه خوابیدیم که من گفتم من روی این کاناپه نمیخوابم و یه پتو بده من رو زمین میخوابم گفت باشه و اونم گفت منم رو زمین میخوابم دراز کشیدیم و بازم شروع کرد به سکسی صحبت کردن و منم خداییش شهرام رو خیلی دوست داشتم و اونم همینطور و واقعا دوست داشتم بهش بدم. شب شد ساعت ۱۲ و نیم با پسر عموم رفتم تو کوچه ها پرسه زدن پیام دادم بهش که کجایی گفت خونه بابابزرگم گفتم کی بیام گفت همون یک گفتم خداییش واسه چی اینوقت شب گفت میخوام با هم سکس کنیم مگه نمیخوای تو؟ منم که از خدام بود گفتم چراااا خیلی. کسشو لیس میزدم لباشو گاز میگرفتم و زبونمو میکردم تو کسش یکمم ممه هاشو سفت مالوندم. من هم از خدا خواسته ولی به هیچکدومشون جواب ندادم. ارزو گفت که تو دیوونه شدی چرت نگو مریم برادرمه گفت حالا نگفتم که برو بکنتت کمی سکسی پیش باش تا کیرش راست شه بعد تو نگاه کن برو جق بزن خواهرم از بچگی چادر سرش بوده و حتی من تا ان روز قسمتی از بدنش را هم ندیده بودم فقط چهره اونو میدیدم که خیلی خوشکل بود و تو تمام فامیلها زبانزد هستش که عجب دختریه این دختر با این چت ها من هم کامل راست کردم مریم یک فیلم سوپر خواهر و برادر ایرانی براش فرستاد تا ارزو جق بزنه وقتی من فیلمو باز کردم دیگه کنترلم را از دست دادم بلند شدم رفتم اتاق ارزو در زدم رفتم تو ارزو سریع ملافه رو تختش را گذاشت سرش گفتم من امشب میترسم میخوام اینجا بخوابم ارزو با صدای لرز دار گفت اشکالی نداره و من هم مستقیم رفتم رو تختش و پشت به اون دراز کشیدم و اون هم به من پشت کرد من بعد از چند لحظه اروم کونم را به کون اون چسبوندم اولش فکر کردم که سریع ازم فاصله میگیره ولی دیدم حرکتی نکرد واقعا چه کون نرمی بود بعد کمی بازی کردن دلم بزرگ شد و دستم را گذاشتم رو کونش و یواش شروع کردم به ماساژ کونش وقتی دیدم حرکتی نکرد دستم را بردم زیر ملافه و دامن خیلی نازکی که پاش بود را کنار زدم دستم را گذاشتم رو سوراخ کونش چه نرمی احساس میکردم تا به حال کون به این نرمی ندیده بودم بعد کمی بازی کردن با سوراخ کونش دستم را بردم رو کوسش که خیس کرده بود وقتی دیدم خیس کرده سرم را بردم زیر ملافه پاهاش باز کردم و شروع کردم به خوردن کوسش چه کوسی نرم خوشبو بزرگ و همینطور به سوراخ کونش لیس میزدم تا اینکه بعد کمی کوس خواری خواهرم پاهاشو گذاشت رو دوشم و با پاهاش منو طرف کوسش فشار میداد دیگه طاقت نیاورد منو به پشت خوابوند اومد روم کوسش را گذاشت روی دهنم و کیرم را شروع کرد به ساک زدن من هم کوس و سوراخ کونش را میک میزدم …بعد کمی ساک زدن ابم اومد فکر کردم الان کیرم را از دهنش در میاره ولی با تعجب دیدم تا قطره اخر ابم را خورد بعد بلند شد و رفت یک قرص با یک لیوان اب برام اورد من هم چراغ را روشن کردم داشتم دیوونه میشدم خواهرم عجب کوسی هست واقعا ادمو دیوونه میکنه کونای سفید و براق و گوشتی کوسی پف کرده و بزرگ سینه مرمری خوشکل اونو رو تخت خوابوندم شروع کردم به خوردن سینه هاش بعد اون دوباره شروع کرد به ساک زدن حتی تخمها را کامل میزاشت تو دهنش دیگه طاقت نیاورد و بهم گفت منو بکن پاهاش باز کرد با دستش کیرم را گرفت گذاشت رو کوسش بعد کمی فشار کیرم رفت اون تو با چند بار بالا پایین کردن ارزو کنترلش را از دست داد و هی میگفت ماله خودته پارش کن جرش بده کیرت ماله منه پارم کن هی تند تند کوسش را میزدم تا گفت بکن تو کونم تا حالا کیر نخورده تو امشب جرش بده گفت سگی منو بکن مثل وحشیا … سگی شد کیرم را گذاشت دم کونش ولی کیرم تو نمیرفت با اینکه درد داشت جیغ میکشید ولی میگفت جرش بده بلند شدم رفتم کمی روغن مایع به سر کیرم زدم ایندفعه فشار دادم دیدم کیرم رفته تو کونش شروع کردم به کردن کونش و ارزو داد میزد که کونم ماله خودته پارش کن …بعد من اونو به رو خوابوندم پاهاش 180 درجه بردم رو سرش و با ضربه محکم تو کونش را میکردم همینطور کیرم را در میاورد میزاشت تو کوسش و میگفت جرش بده واقعا اونو کردم کردن به معنی گاییدن بدجور وقتی ابم داشت میامد گفتم کجا بریزم گفت بریز تو کونم من هم ریختم تو کونش. سکس ایرانی و رایگان و حال و هول شهوانی با شهوتناک! خلاصه گذشت تا رسید به چند وقت پیش یکی از بچه های فامیل تو تلگرام عضو یه گروهیم کرد منم عکسم پروفایلم بود یهو یه دختره اومد پی وی شروع کرد به سوال پرسیدن که خونتون کجاست چند سالته و از این حرفا منم جواب سوالاشو ندادم و پرسیدم چرا این همه سوال میپرسی که گفت آشنام پرسیدم بگو کی هستی تا بگم اونم گفت نگینم و فلان حرفا منم که کلی ذوق کردم اما زیاد به خودم نگرفتم ببینم چی میگه. عقب و جلو تند تند میکرد من هم چشمام را بسته بودم حسابی حشری شده بودم دستش را گذاشته بود روی کونم و هی عقب جلو میکرد اولش من ارضا شدم بعد یک دفعه ابش را ریخت تو کونم خیلی داغ بود معلوم بود خیلی وقته سکس نکرده بوده بعد بوسم کرد و شلوارم را کشیدم بالا وشماره اش را برام نوشت و داد من هم رفتم از اتاق بیرون. گفت چی؟ گفتم برگرد دیگه میخوام بکنم. تا وقتی که خبر داد میخوان بیان محل دو سه باری با هم سکس چت کردیم که همش تابلو بود خیلی حشرش بالاست سکس الکسیس با کون. گفتم پس چی خودت گفتی سکس کنیم گفت خو آره بکنش تو کسم تعجب کردم گفتم کست؟ مگه اوپن شدی؟ گفت راستش اره یه بار سکس داشتم. یکم ساک زد که دیدم خوشش نمیاد گفتم بسه دیگه بردگرد. رفتم محل خونه عموم اونجاست پسر عمومو برداشتم رفتم از کنار خونه پدر بزرگ نگین رد شدم دیدم نیستش بهش زنگ زدم گفت الان میام دم در. سلام اسم من دلارامه 19 سالمه قدم 162 و 58 کیلو وزنمه اینا مشخصاتمه ولی داستان من از همون کودکیم شروع میشه ک علاقه خیلی زیادی ب پدرم داشتم پدرم و مادرم وقتی خیلی جوان بودن ازدواج کردن بخاطر سنتی بودن خانوادهاشون خلاصه پدرم چون رفیق باز بود زود براش زن گرفتن و من شدم نتیجه یک سال بعد کردناشون مامانم خیاطه و بابامم مکانیک منم خیلی بابایی بودم تمام توجهات بابام رو من بود هرجا میرفتم اونم با خودم میبردم وقتی رسیدم دوران بلوغ تمام رویا هام منتهی میشد ب بابام هیکل عضله ای و قد بلند و اخلاقای مردونش منو دیونه میکرد خلاصه دیونه بابام بودم تا 12 سالگی پیش بابام میخوابیدم ولی شهوتی بودن من از دبیرستان ودوستای دختر لزم شروع شد از وقتی با دنیای شهوت و کردن اشناشدم منم رفتم رو خط سکس کلیپای زیادی میدیم با دخترا پشت مدرسه یا کلاسای خالی لب گرفتن و مالیددن و انگشت کردن همینا باعث برجسته شدن کونم و سینه هام شدن وکم کم توجه م ب پسرا جمع شد دفتم تو خط اونا ولی با یه بار کون دادن ب دوست پسرم و درد زیادش بیخیال شدم ولی سکس با بابام از سوم دبیرستان شروع شد وقتی با دوستام تو مدرسه کلیپ کردن پدر و دختری رو دیدم حالم عوض شد… وقتی خودمو تصور کردم خیس شدم یه مدت بعدش شروع کردم داستان دای پدر دختری رو خوندن ولی جرات انجامش و نداشتم یه بار ک مامانم رفته بود مغازش اومدم خونده خسته بودم فکرکردم کسی خونه نیست اما بابام مثل اینکه حموم و بودو ب خیال اینکه کسی خونه نیستو منم از مدرسه نیومدم لخت بود خودمو مخفی کردم ک یکم دید بزنم از چیزی ک میدیدم قلبم ب تپش افتاد بدن عضله ای و کیر بزرگ و کلفت با رگای برجسته مثل اینکه حشر بابام بالا زده بود داشت کیرشو عقب جلو میکرد باد کرده بود از حشر زیاد خیس شده بودم از دید اون عظمت حالم بد شده بود دلم میخواست با همچین کیری پاره شم صدای نفسای بلند بابام میومد تند تند جق میزد تا اینکه آبش اومدو من بابدبختی خودم رسوندم و اتاقم مثل اینکه مامان خانم ب بابام نمیرسه ک جق میزنه یه فکر شیطانی ب سرم زد ک برنامه بریزم برای بگا رفتن توسط بابای خوشتیپم نزدیکای عید بود و کلاسا طق ولق برگزار میشد وقرار بود بریم روستای مامان بزرگ مامانم حسابی حالم گرفته بود ولی بعد چند روز بابام گفت نمیتونه بیاد چون کاراش جورنشده مانم همش غر میزدو عصبانی بود ک من یه فکری ب ذهنم زد گفتم ب مامانم من پیش بابا میمون کاراش همش 3روزه میبره من اینجا هستم تموم ک شد بابارو باخودم میارم تا 13 اونجا باشیم ک موافقت کردن رو ابرا بودم هفته اخر ک مدرسه مونده بود از دنیا دوستم چندتا قرص افزایش میل جنسی گرفتم توپ فرداش مامانم رفت و من موندم و بابام رفتم دوش گرفتم خودمو حسابی تمیزکردم شب ک شدم واسه شام یکی از قرص ریختم توغذا و یهولباس جذب ک کونم بیوفته بیرون تنم کرد زنگ خونه رو زدن بابام برگشته بود رفتم بغلش کردم کردم گرفته بود مثلن بغل میکردم ولی دوسه بار اروم و باناز خودم رو میکوبیدم رو کیرش و ماچی خیس میکردم بابام فقط نگاه کردو لبخند زدم گفت دختر کوچولوی خوشگلم نمیدونست چ خوابای دیدم براش رفت دستاش و شست اومد برای غذا خوردن گفت دخترم چ بزرگ شده غذا میپزه باناز گفتم اره خوشگلم شدم و یه چشمک زدم وقتی سفره رو میچیدم با هر بهونی کونم و نشون میدادم و نگاه های بابامو دنبالم میکشیدم وقتی غذا تموم شد سفره رو جمع کردم میدیدم بابام داره داغ میشه بهونه اب اوردن رفتم وسوتینمو دراوردم رفتم کنارش گفتم بابایی اب میخوای با لبخند خواست ازم بگیره ولی دروغکی پاهامو جلوعقب کردم ک دارم میوفتم اب روریختم رو سینه هام نوک سینه هام افتاد بود بیرون لبمو گاز گرفتم گفتم وای ریخت بابام داغ کرده بود و حالش خراب بود دستمال اورد گفت بزار تمیزش کنم فهمیدم کارم گرفت اروم اروم دستمال میکشیدو نگاش رو نوک سینه ای گردم فهمیده بودم دلش میخواد دست بزنه باناز گفتم بابایی تند روش بکش خشک شده ک با دستاشوگذاشت روسینم و یکم بافشار کشید روش ک با حشر گفتم آااااااخ همین و ک گفتم کیرش درحال ترکیدن بودن وبادستاش سفت سینمو فشار داد و منم یه بوس خیس از گرون بابام گرفتم و سریع بلند شدم و گفتم ممنون میرم عوضش کنم لباسمو وتند رفتم تو اتاقم ازخوشی داشتم میترکیدم هنوز مونده بود نقشم و کامل اجرا کنم اول باید خوب حشری میشد دیگه نرفتم بیرون و شب موقع خواب یه دامن وتاب تنم کردم و رفتم اتاق مامان و بابام و دیدم بابام سرش توکوشیه لیوان شیری و ک بازم یه قرص دیگه توش بود اورده بودم گفتم بابایی شیر میخوری ک استقبال کرد ودادم بهش گفتم میترسم تنها بخوابم میشه پیش تو باشم رضااااا جون ویه چشمک زدم گفت چرا که نه خوشگل بابا برقا رو خاموش کردم و بعد چند دقیقه خودمو زدم ب خواب حال بابام خراب بود و منم کونمو چسپونده بودم رو کیرش ک باد کرده بود بعد نیم ساعت بیخیال شده بودم هیچ کاری نکرده بود میخواستم بخوابم حس کردم دستای بابم روی کونمو داره نوازش میکنه دستاشو اورد بالاترو شرتمو کنار زدمو انگشت شو رو خطای کونم گذاشتم میخواستم آه بکشم حالم بد شده بود دستشو اورد رو سینه هامو و فشارش میداد اروم اروم دست دیکشم رو کس م بود داشت نازش میکرد رو ابرا بودم میخواستم جر بخورم زیرش وداشتم خیسم میشدم ازرواجبار ب خاطر اینکه نفهمه بیدارم و خیس شده کسم خودمو تکون ارومی دادم ک دستاشو برداشت بهد چند ثانیه بلند شد ک صدای در دستشویی اوند فهمیدم رفته واسه جق زدن اون شب بالاخره خوابیدم صبح ک بلند شدم دیدم بابام رفته و صبحانه رو چیده زنگ زدم مامانمو گفتم همه چی اوکیه داشتم واسه نهار خودمو اماده میکردم ک حتما بابام منو بکنه دوش گرفتم و ارایش کردم و عطر تحریک کنندمو زدم و دامن پوشیدم ولی سوتین و شورت نپوشیدم ک در دید باشه بازم 2قرص ریختم تو غذا ک حسابی بترکونه برام طرفای ظهر بابام اومد زنگ درو ک زدم با شوق رفتم درو باز کردم وقتی منو دید قشنگ تعجب و تو چشاش حس کردم اومد بوسم کردو گفت شیطون خوشگل کردی گفتم اره واسه رضااااا جونم کردم ک بابام خندیدو قربون دلارامم بشم من رفت لباس عوض کرد و ادمد برای نهار وقتی سفره رو جمع کردم بهر بهانه ای خودمو خم میکردم ک کون و کسم بیرون بیوفته جوری ک مثلا خودم نمیفههم ولی بابام اوکی رو گرفت بود اومد باهام سفره رو جمع کنه خودشو میمالید ولی من خودموزدم ب نفهمی ولی حسابی داغ کرده بودم داشتم از شهوت میمردم نوک سینه هام سفت شده بود کسم باد کرده بود از حشر زیاد ک ناگهانی بابام رفت تو اتاقش حالم گرفته شدو گفتم دیگه پا نمیده رفتم تو اتاقم داشتم از حشر زیاد میمردم افتادم رو تختم و دستمامو گذاشتم رو کسم ک حسابی باد کرده بود پنجمه کردم توش داشتم میمردم باید ارضا میشدم آاااااه کشدم و دستامو تند تر تکون دادم ک یهو دراتاقم باز شد بابام بود هول شدم و بلند شدم گفت داری چیکاری میکنی اخم کرده بود گفتم هیچی اومد جلو گفتم الانه ک بزنه تو گوشم گفت خجالت نمیکشی ک زدم زیر گریه و گفتم بابا رضا ببخشید تورو خدا حالم بد بود ک اومد بغلم کرد گفت چته گفتم حالم بده گفت چرا کجاته منم دیدم داره چراغ سبز نشون میده گفتم اونجام وباناز گفتم بابایی نازم نمیکنی اومد بوسم کردگفتم اونجام چی و باناز تو چشاش خیره شدم و دستمامو گذاشتم رو سینه ش و باناخن های بلندم فشار میدادم ک باصدای پراز شهوت و حشرش گفت اونم ناز میکنم دیونه شدم و لباسو بوسیدم اول هنگ کرد ولی اونم همراهی کرد لباشو میک میزدم و زبونمو تو دهنش میکشیدم و اونم لب و زبونمو لیس میزد دستمو بردم روشلوار ورزش یش و کیرش و فشار دادم ک تو دهنم آاااه کشیدو وحشیانه تر لباسو میک میزدم ک یهو بلندم کردو گفت اینجا ن خوشگل خانومم منو برد تو اتاق خودشون و انداخت رو تخت نگام کرد و گفت ک دلت کیر میخواد! چند روزی گذشت و تو همین چت کردنامون بود که سر بحث سکسی باز شد گفت تا حالا سکس نکردم ولی دوست دارم با تو امتحان کنم. اروم اروم ساک زدم بعد اروم بلند شد وگفت دستت را بزار روی میز گذاشتم د بعد شلوارم را کشید پایین و سوراخم را با اب خیس کرد کیرش را کرد تو کونم من هم تحمل نمیکردم اخه همچنین کیری تا حالا تو کونم نرفته بود کلفت بود اروم عقب جلو میکرد بعد از 2دقیقه. امید که خیلی تو کف من بود رفت پیش ناظم و بهش گفت. عید که اومده بودن محل دیدمش و ازش خوشم اومده بود و دور و برش میپلکیدم که دلشو بقاپم اما موقعیتش جور نشد چون همش با دختر عمو هاش بود. از درد سکس تا حدودی لذت میبردم. رفتیم تو همون باغ تو راه همش میگفت میترسم و منم میگفتم ترس نداره و اینا. از شدت دردی که داشتم نمیتونستم حتی حرفم بزنم و اروم اروم دردم کم میشد و اونم هر باری که من جیغ میزدم و میگفتم شهرام بسه گوه خوردم میگفت جان جان و هی لبامو میخورد تا اینکه من دردم کم شد شروع کرد به تلمبه زدن و با سرعت تلمه میزد و میگفت جیگر من کیه ؟ تو از این به بعد مال منی و دستش رو گذاشته بود رو گردنم و که صدای اه اه کردنش بلند داشت میشد و تند تند تلمبه میزد و منم واقعا از درد سکس تا حدودی لذت میبردم و اروم جیغ میزدم و اونم انگشتشو میکرد تو دهنم که یدفعه یه داد ارومی زد و سرعت تلمبه هاش کم شد و خوابید روم و بغلم کرد بشدت عرق کرده بود و ازم لب میگرفت و میگفت خیلی حال دادی بهم دوست دخترم اینقدر خوب نیست که تو خوبی بعدش بلند شدیم یه دوشی گرفتیم اونجا البته آب یخ بود تقریبا و ساعت هم شده بود شیش هفت صبح دیگه سرتون رو درد نیارم از اون به بعد ما بیشتر بهم نزدیک شدیم و بیشتر از قبل همدیگرو دوست داشتیم و البته هیچکس هنوزم فکرش رو نمیکنه که من به شهرام داده باشم یا شهرام اهل گی و این حرفا باشه و ماهم تقریبا هر ماه برنامه داشتیم. رفتم از جلو در رد شدم دیدم درو یه کمی باز کرده و وایساده یکم نگاهش کردم دیدم پسر عموش اونطرف داره میاد راه افتادم و رفتم که پیام داد امشب ساعت ۱ بیا جلو در بابابزرگم پرسیدم چرا گفت میخوام بیام پیشت. سکس الکسیس با کون فیلم سکسی خاله الکسیس تگزاس باکون روغنی خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به یه ماه پیش ولی جریانش از عید شروع شد. گفتم کثافت پس چرا قبلا گفتی نداشتم گفت الان وقت این حرفا نیست بکن دیگه رفتم پایین سروقت کسش لباشو باز کردم اروم کیرمو گذاشتم روش و فشار دادم تا نصفه رفت تو کسش که یه ناله خفیف کرد ولی اهمیت ندادم تا ته کردم تو کسش و خوابیدم روش سکس الکسیس با کون اوووووف خیلی کس داغ و لیزی داشت تلمبه میزدم و اونم اه اه میکرد. بعد از 3 روز امید اومد پیشم و شروع کرد به مخ زدن تا شانس اش را یک بار دیگه امتحان کنه من هم همون موقع حشری بودم و خونمون خالی بود. محل ما همش باغه و این عموی ما هم یه باغ داره که خیلی خلوته هنوز ثمری نشده واسه همین کسی شب نمیاد توش. من علاقه شدیدی به ناظم مدرسمون دارم قد بلند و خوشگل و هیکلی است. یکم که لب خوردیم گفتم لباستو در بیار. سلام دوستان همه داستانشون نقل میکنن بد نیست ما کمی از خاطراتمون بگیم عرض به خدمتون من اسم حمید و 25 سال سنمه پسر شهوتی هستم و زیادی خیال پرداز و بلند پرواز یه دختر عمه دارم خیلی ازش خوشم میاد خوش اندام و خوش هیکله و یه دختره توپر و گوشتیه خیلی تو کفش بودم و دوست داشتم بکنمش اما دختر خیلی سخت گیری بود و پا نمیداد یه سه و چهار سال هم از من بزرگتر بود اسمش هم افسانه بود یه بار تو تلگرام با هم چت میکردیم گفتم الان وقتش بحث سکس بکشم وسط شروع کردم از سکس صحبت کردن اولش گفت برو بچه خجالت بکش گفتم لامصب بزرگ شده دیگه خجالت حالیش نیست شروع کردم واسه اش توضیح دادن در مورد انواع سکس سافت سکس هارد سکس فتیش که یهویی گفت فتیش دیگه چیه گفتم نمیدونی گفت نه گفتم فتیش معنی لغویش یعنی پرستش فوت فتیش یعنی پریتش پا در واقع این جور رابطه بیشتر تحت عنوان میسترس اسلیو و ارباب و برده وجود داره گفتم زن نقش یا واقعا حس یه ارباب رو داره یا میتونه یه مرد باشه که میشه مستر و با برده اش خیلی کار میکنه مثلا با شلاق میزنش یا با استراپون میکنش گفت استراپون دیگه چیه گفتم همون کیر مصنوعیه که یه کمربند داره که خانم میبندن به کمرشون گفت عجب چه جالب گفتم اره دوست داری این نوع سکسی گفت بدم نمیاد تجربه کنم منم از خدا خواسته خوشحال شدم گفتم جون بالاخره نقشم گرفت بالاخره یه حالی باهاش میکنم گفتم از امروز تو میسترس من برده گفت مطمنی گفتم اره گفت ممکنه به کونت بزارما خندم گرفت گفتم اشکالی نداره تو ما رو بکنی هم ما حال میکنم کفت جون پس جوری بکنمت راه نتونی بری گفت استراپون از کجا بیارم گفت خودم از تو سایت های اینترنتی میخرم و میارم گفت باشه پس فردا مادرم اینا میرن مسافرت من به یه بهونه همراهشون نمیرم تو بیا خونه ما کفتم اوکی خلاصه خیلی خوشحال بودم که قراره اون رون های کلفت و باسن بزرگ لخت ببینم با یه بدبختی یه استراپون مشکی بیست سانتی خریدم با خودم گفتم اگه با این کیر بکنم کون اک بند چندین و چند ساله میره به باد خلاصه پس فردا شد ما خودمون خوب تمیز کردیم رفتیم پیش دختر عمه جان زنگ زدیم در باز کرد رفتیم داخل خونه وقتی دیدمش پشام ریخت مثل میسترس واقعی شده بود یک چکمه پوشید بود با شورت و یه سوتین خیلی تعجب کردم فکر نمیکردم اون اینقدر اماده باشه گفتم سلامِِ میسترس شدیا گفت حرف نباشه توله بیا تو بازم کرک و پرم ریخت گفتم این حرفا از کجا یاد گرفتی گفت وقتی تو بچه بودی من این حرفا رو و این سکسا رو بلد بودم جوجه حسابی تعجب کرده بودم و ریده بودم به خودم گفت میدونی چرا من تا الان ازدواج نکردم گفتم شوهر گیرت نیومده با حالت خنده دیدم اعصابی شد یه چکیده خوابوند زیر گوشم تازه فهمیدم چه خر زوره و چه دستای پر قدرتی داره گفت حالا فهمیدی توله گفتم اره خر فهم شدم کلا گفت زود باش چرا وایستادی لخت شو گفتم چشم میسترس افسانه سریع لخت شدم رفت روی مبل نشست گفت زود باش توله چکمه هام لیس بزن گفتم چشم ارباب شروع کردم به لیس زدن چکمه هاش اوم خوب بلیس توله چشم بعد از لیسدن چکمه هاش گفت دوست داری بکنمت کونی گفتم هر چی شما دوست داشته باشید ارباب گفت من دوس دارم جرت بدم گفتم بله ارباب بعد گفت دهنت باز کن دهنم باز کردم یه تف انداخت تو دهنم بعد با انگشتش کرد تو دهنم گفت بمک اشعال زود باش من شروع کردم به لیس زدن و مکیدن اوم وای بعد گفت کیرم اوردی ِِگفتم بله بعد رفتم کیر مصنوعی از تو ساک واسش اوردم گفت جون خوب کلفت و بزرگه جرت میدم امروز بعد کیر واسش بستم گفت زود باش ساک بزن میخام خوب کیرم بخوری من جلوش زانو زدم و اون در حال ایستاده شروع کردم به ساک زدن سر کیر کردم تو دهنم میخوردم میگفت جون بخور بیشتر بخور منم تند تند واسش ساک میزدم و کیرش میخوردم اوم اه یهویی خودش شروع کرد به تلمبه زدن تو دهنم کیرشو تا ته میکردم تو حلقم میگفت اینجوری باید بساکی بچه خوشکل بعد از اینکه خوب دهنم گایید گفت زود باش برو رو تخت بحاب من الان میام من رفتم رو تخت خوابیدم اون رفت یه خورده کرم اورد بزنه به کونم اما من میترسیدم بهش بدم گفت قمبل کن منم قمبل کردم اول انگشتش چرب کرد گذاست در سوراخم یواش یواش کرد تو وقتی انگشتش6 رفت کامل تو کونم دردم گرفت و گفتم اخ اخ تر خدا یواشتر گفت عزیز این اولشه پارت میکنم بعد دوتا انگشتش کرد تو گفتم اخخخ گفت جون عزیزم دردت گرفت بعد شروع کرد انگشتش جلو و عقب کردن تو کونم درد داشت اما اولی بود داشت بهم حال میداد بعد یه تف زد به کونم کیرش چسبوند در کونم و اولش یواش سرش کرد تو که یهو دیدم یه فشار محکم داد کیر سر خورد رفت تو کونم جیق و دادم بلند شد که یهویی در دهنم گرفت گفت جیغ و داد بزنی محکم تر میگایمت کیرش هنوز تو کونم بود و داشتم میسوختم یواش کیرش کشید تا نصفه بیرون کامل روم مسلط بود با اون هیکل و زوری که داشت زیرش نمیتونستم کاری بکنم دوباره کیرش تا ته کردم داخلم اخخخخخ اشکم در اومده بود گفت جیغ نزنی میخام کیر بکشم بیرون سرم به علامت رضایت تکون دادم دستش از جلو دهنم برداشت کیر یواش کشید بیرون اخخ کونم پارم کردی افسانه ولم کن ِِگفت هنوز اولشه دارم حال میکنم گفت زود باش بیا کیرم بخور من رفتم سمتش شروع کردم به خوردن کیرش تند تند ساک میزدم میگفت افرین کونی من از این به بعد باید همیشه کیرم بخوری و بهم کون بدی گفت چشم میسترس افسانه گفت به شکم بخاب من خوابیدم یه بالشتم گذاشت زیر شکم یه خورده کرم زد به کونم کیرش در کونم تنظیم کرد کردش تو خودش هم کامل خوابید روم گفتم اخخخ تر خدا ولم کن افسانه یکی زد تو صورت و سرم گفت حرف نباشه جنده کونی شروع کرد به تلمبه زدن اخخخ تند تند کیرش میکرد تو کونم میاورد بیرون داشت بهم حال میداد و سوراخ کونم گشاد شده بود به افسانه هم خیلی حال میداد و بهم تند تند تلمبه میزد زیر کیر کلفت افسانه هم درد داشتم هم لذت چنان میگاییدم که مردای پورنستار هم اینجوری نمیگایین اخخخخ تند تند میکردم میگفت جون خوب گشادت کردم کونی از این به بعد همیشه میگایمت اوم وای اخ من زیر افسانه ارضا شدم و افسانه حسابی کسش خیس شده بود بعد از ارضا شدنمون افسانه بوسیدم گفت عالی بودی حمید جان امیدوارم خوشتون اومده باشه در صورتی که خوشتون اومده باشه دوباره خواهم نوشت و گرنه بدرود نوشته حمید. تو باغ یه جای توپ پیدا کردم که همه طرفش علف بود گفت میلاد میترسم کسی بیاد گفتم ببین همه طرفمون پوشوندست گفت خب باشه بیا بغلم. مانتوشو با تاپ و سوتین دراورد ولی شلوارشو نه. بعدش لب گرفت ازم بعد اخرش که لباسش را پوشید میخواست بره دم در گغت راستی من به اقای فخیمی گفتم من هم یک دفعه مردم و زنده شدم سریع در را بست و رفت. پسر عمومو تو کوچه نگهبون گذاشتم که اگه کسی رو دید خبر بده. من همیشه دوست داشتم تا با یک مرد سکس کنم همیشه برا خودم اسم های معلم هایم و … را میگفتم تا در رویا هایم باهاشون سکس کنم. قبول کردم و داشت از خوش حالی بال بال میزد. صبر کردم شلوارشو دراورد دراز کشیدم روش یکم ازش لب گرفتم و رفتم شکمشو لیس زدم و رفتم سراغ کسش. بعدش دست کردم زیر شلوار رو کسش گفت وایسه درش بیارم. سلام دوستان داستان من بر میگرده به چند ماه پیش سکس من و خواهر خوشکل و محجبه من… من جابر هستم و 4 سال از خواهرم ارزو کوچکتر هستم خواهر من یک سال ازدواج کرده و شوهرش مهندس پتروشیمی هستش و تو یکی از سایتهای جنوب کار میکنه و هر دوهفته شیفته یعنی 2 هفته خونه هستش 2 هفته سرکار و برای خواهرم تو شهر خودمون خونه خریده که من مجبورم اون 2 هفته را برای اینکه تنها نباشه پیشش بمونم …اخیرا دامادمون را از طرف شرکت 3 ماه به یکی از کشورهای خارجی فرستادن داستان سکس منو خواهرم از اینجا شروع میشه که 10 روز بعد از رفتن دامادمون من و خواهرم شام را خوردیم ارزو بعد شام گوشی خودش را بهم داد تا تا تلگرامش را که قطع میشد درست کنم چون من خیلی از گوشی سر در میارم من هم بلافاصله تلگرامش را تو گوشیم هک کردم و تل اونو درست کردم و رو میز گذاشتم ارزو بعد شستن ظرفها گوشی را گرفت و رفت تو اتاق خواب و در را بست من هم تلش را باز کردم اسم مریم منو کنجکاو کرد مریم زن دوست دامادمون هست و یک سالیه که با خواهرم دوست شده …پیامها را باز کردم دیدم در حال چت کردن هستن مریم به ارزو میگه. لبامو با لذت میخورد و انگشت دستش رو گذاشته بود رو سوراخم بهش خوابیده بودم یدفعه وسط حرف زدنش دستش رو گذاشت رو کونم و شروع کرد به مالیدن و منم روم باز شد و دستم رو بردم طرف کیرش و اونم پتو رو زد کنار و کیرش رو از شورتش کشید بیرون واای خدا باورم نمیشد یه کیر تپل و سایز 18 و کلفت رو دراورد کیرش سیخ شده بود با دستش سرمو کشید طرف کیرش که واسش ساک بزنم و منم شروع کردم به ساک زدن که یه طعم واقعا خوبی میداد و خیلی عالی بود و منم تند تند براش ساک میزدم که میگفت تو این ساک زدنو دیوس از کجا یاد گرفتی و منم که اوج شهوت بودم جوابی بهش نمیدادم اونم که یه دستش رو برده بود توی شلوارکم و کونمو میمالید که یه دفه صدای اه اه کردنش بلند شد و معلوم بود داره آبش میاد و یدفعه بلد شد و موهای سرمو گرفت و آبش رو ریخت رو صورتم و گفت خیلی عالی بود و رفت دستشویی و منم رفتم و برگشتیم که بخوابیم من اینبار رفتم رو کاناپه دراز بکشم که دیدم اومد و نشست رو سینم و کیرش رو کرد تو دهنم. سلام اسم من باران هستش و 21 سالمه و دانشجوی هنر هستم وخاطره ایی که میخوام براتون بگم مربوط میشه به حدود یکسال پیش زیاد میام وداستان هارو میخونم وواقعا باید بهشون گفت داستان تخیلی نه خاطره اما من واقعا خاطرس ن داستان تخیلی که مربوط میشه به سکس من وداداشم بابک داداش من 27 سالشه وواقعا خیلی خوشگل وجذاب هستش من از بچگی با داداشم خیلی باهم راحت بودیم کلی با هم شوخی میکردیم وخلاصه هرچی تو دلامون بود بهم میگفتیم مامان من خونه داره وبابام هم قاضی اون روز مامانم نوبت آرایشگاه داشت بابام هم برای سفر کاری رفته بود اهواز واقعیتش یه مدت بود خیلی تو کف بابک بودم ولی نمیدونستم چطور باید بهش نزدیکتر شم قبل از بابک هم با بی افم سکس داشتم اما نه اون طور باید وشاید خودمم قیافم خوبه پوستم سفید وجذابه وفیتنس هم هستم اون روز بهترین موقعیت بود برا نزدیک شدن به داداشم چون مامانم هم نوبت اپیلاسیون داشت هم میخواست اصلاح کنه وموهاشم رنگ بزنه بابامم که چند روزی اهواز کار داشت تازه از حموم دراومدم از قصد گوشه در اتاق رو باز نگه داشتم ولختی رفتم جلو آینه والکی مثلا داشتم موهامو سشوار میکشیدم اتاق من درست روبروی اتاق بابکه تو اتاقش بود تو اینه میدیدم که هرازچندگاهی بهم یه نگاه میندازه اما توجهی نمیکرد چون گفتم که با هم راحت بودیم نمیدونست چی تو کلمه دیگه کم کم داشتم از تحریک کردن واومدنش به اتاقم نا امید میشدم که صداش اومد گفت که باران گوشیم کو گفتم من چه میدونم گفت ببین تو اتاقت جا نمونده واقعا بهتر از این نمیشد الکی گفتم ا ا ا چرا اینجاست گفت خب بیارش بی زحمت گفتم به من چه من موهام دارم خشک میکنم خودت بیا ببر دیگه صدایی ازش نیومد در اتاقم که باز شد از تو اینه دیدیمش وانمود کردم که حولم باز شد البته شورت پام بود با حوله باز به سمتش برگشتم طفلی خشکش زد گفته بودم راحتیم ولی نه در اون حد به خودش که اومد گفت کو گوشیم به اون طرف تخت اشاره کردم گفتم اوناها افتاده رو زمین منم دقیق همون سمت بودم وقتی دید نیس گفت مسخرمون کردیا باران با خنده گفتم شوخی کدم داداشم و یه زبون گنده ازش دراوردم مثل همیشه با خنده اومد دماغمو محکم گرفت گفت خیلی رودار شدی باران کاری نکن بکشمتا مچ دستشو گرفتم گفتم عه بابی دلت میا من به این نازی بعدش خندیدم خواست بره ولی من مچشو گرفته بودم حولمم حالا باز شده بود خندشو خورد گفت کاری داری گفتم بابک گفت جونم فداتشم گفتم بابک یه چیزی ازت میخوام گفت چی دستشو کشیدم آوردم گذاشتم رو سینم ومالشش دادم گفتم خواهش میکنم وای وای وای یهو سرم داد زد گفت گوه نخور احمق من داداشتم میفهمی گفتم اره ولی من تورو میخوام چنان سیلی بهم زد که هنوزم که هنوزه دردشو احساس میکنم ولی بازم خودمو نباختم گفتم بابک توروخدا گفت گمشو از جلو چشاشم تو حالت خوب نیس حالیت نیس گفتم چرا خوبم ودستمو سریع گذاشتم رو کیرش خواست عقب بره ولی مچش تو دستم بود ناخون هامم تو گوشت دستش تند تند از رو شلوارش به کیرش دست میمالیدم چشاش خون شده بود همش میگف نکن باران نکن لعنتی منم ادامه میدادم خشکش زده بود یکی از دستاشو با دست خودم کشیدم رو کسم ومالش دادم انگار راضی شده بود چون اونم داشت همراهی میکرد زیر لب گفت خودت خواستی باران لبشو گذاشت رو لبام هردو محکم میمکیدیم یه دستش رو کسم بود یه دستم رو کیرش رو تخت دراز کشیدیم کیرش شق شده بود واااااای همون لحظه ایی بود که مدت ها انتظارشو میکشیدم از شلوارکش بیرون اوردم چه کیری بود کلفت وبزرگ یه زبونی به سرش کشیدم وگفتم بابی چ کیری داری گفت بخورش همش مال خودت اولش سرشو براش لیس میزدم وبعد زیرش رو دیدم حالش خیلی بد شده همشو گذاشتم دهنم تند تند براش ساک میزدم صدای جووووووون واووووف گفتناش تو کل خونه پیچیده بود موهامو گرفته بود وخودشم همزمان تند تند کمرشو بالا پایین میکرد کیرشو از دهنم دراوردم وگفتم میخوری ودستمو کشیدم رو کسم یک ان انداختم رو تخت وپاهامو باز کرد دیوث خیلی وارد بود معلوم نبود چندتا رو کرده زبون میکشید رو چوچولم ومیذاشت تو دهنش ومی مکید وااااااااااای چه حالی داشت زبونش یه ذره میبرد تو سوراخ کسم ومیچرخوند اوووف واقعا ماهر بود یکم دیگه که خورد گفت پشت کن باران میذارم عقب منم که از خدا خواسته حالت سگی شدم ولی خشک بود واسه همینم میترسیدم گفتم خشکه میسوزه درد داره گفت وایسا برم کرم بیارم گفتن نه خودم دارم از تو کمدم کرم اوردم وسوراخ کونم وکیرشو چرب چرب کردم گذاشت در سوراخ ومحکم گذاشت داخل سوراخ اولش یکی سوخت اما بعدش عالی شد تند تند تلمبه میزد صدای اه وناله مون پیچیده بود حدود یه ربع تلمبه که زد گفت داره میاد چی کار کنم گفتم بریییییز تو ویهو ابشو با فشار ریخت تو کونم معلوم بود ابش خیلی زیاد بود چون حتی از سوراخ کونمم بیرون زد کیرشو دراورد وگذاشت لای کونم این بار من عقب جلو میکردم واااای کیرش داشت کونمو میسوزوند یه دستشم رو چوچولم و تند تند می مالید رو تخت دراز کشیدم گفتم بابی ارضا نشدم گفت الان ارضات میکنم کیرشو گذاشت رو چوچول خیسم ومحکم تملبه میزد وبا دست دیگش ممه هامو می مالید چیزی طول نکشید که لرزیدم وارضا شدم با اب کس خودم دوباره کسم رو تند تند میمالید انگار بازم میخواست 69 شدیم حدود ده دیقه براش ساک زدم واونم کسمو میخورد یهو گفت میخواد بیاد گفتم بریز رو زبونم کنار دهنم زانو زد وبرای بار دوم ارضا شد وآبشو ریخت رو زبونم واقعااااااا عالی ترین سکسی بود از اون موقع هر چند روز یه بار موقعیت که پیش بیاد میکنمتم وکسمو میخوره موقعیتم که نباشه شبونه یواشکی میاد تو اتاقم خیلی بهش وابسته شدم بهم میگه هات ترین دختری هستی که تاحالا کردمش خیلی واردی بعضی وقتا از شدت حشر وشهوت چیزی نمیمونه که جرم بده ولی خییلی حال میده ومنم راضیم ببخشید طولانی شد اگه وقت کردم ماجرا پرده زدننم که حدود سه ماه پیش بود براتون میفرستم اماقبلش یه چی بگم اونم اینه که خیلی سخته داداشت محرم دردت محرم رازت الان شده باشه شریک جنسیت تو سکس خیلی بهم خوش میگذره اما وقتی بهش فکر میکنم واقعا درد اوره وفقط دارم خودمم سرگرم میکنم که بهش فکر نکنم مرسی. این داستان واقعی من با ناظم مدرسمون است. اسمم میلاده 20 سالمه و نگین 14 نگین از فامیلای ماست و خونشون تو یه شهر دیگست واسه همین کم میان اینجا و فقط وقتی بریم محل میتونم ببینمش سکس الکسیس با کون. قد ش 175 بود و یکم تپل بود و خیلی خوش لباس و خوش تیپ بود منم از بچگی خوشگل بودم مو هام بور و سفیدم و بدنم مو نداره و حتی صورتم هم خیلی کم درمیاد اکثرا میگن شبیه المانی ها هستی و همیشه بهم تیکه کونی بودن مینداختن تو مدرسه و دستمالی میکردن. یکم که تلمبه زدم گفتم برگرد تا از پشت بکنم تو کست برگشت حالت سگی شد از پشت کردم توش انگشتمم کردم تو کونش من تلمبه میزدم اون ناله میکرد گفتم نگین میشه بزارم تو کونت؟ گفت نه درد داره گفتم اروم میکنم گفت نه ولی اصرار کردم قبول کرد و گفت ولی اگه درد داشت جیغ میکشم. دوستیابی سکسی و شماره ی خاله فقط در چت سکسی شهوتناک. من علاقه زیاد به کون دادن دارم و دوست دارم تا کیر بخورم و تا ته کنن تو کنم. بدبخت تو که این فرصت طلایی دستت اومده چرا داداشت را میاری خونه تو که اینقدر کف کیری یک دوست پسر میاوردی تا سیر کیرت کنه خواهرم گفت دارم از کف کیر میمیرم نمیدونم چیکار کنم هر کسی که میبینم دلم میخواد کیرش را بخورم ولی نمیتونم اخه ابروم میره بعد از یکسری صحبتهای سکسی مریم به خواهرم میگه یک کیر خوشکل تو خونه تو نشسته برو بردار بکنش تو کوست هم خوشتیپه هم کیرش بزرگه من که یک روز مخش را میزنم تا منو بکنه خواهرم گفته منظور تو داداشمه گفت اره از این بهتر تو که کف کیری با هیچکی هم نمیتونی باشی تنها کیر اماده داداشت هست که تو خونه ته …. ابش یک دفعه اومد و پاشید تو دهنم من هم خوردمش با کیرش. همیشه دوست داشتم تا با هاش یه سکس خفن داشته باشیم یک روز دوستم دفتر خاطراتم را برداشت و خوند و من متوجه ندشم تا اینکه خبرش تو کلاس پر شد همه بچه ها میومدن کنارم زنگ به زنگ و میخواستن مخ من رایزنند. من تا شب خوابم نمیبرد همش داشتم به ا تفاقاتی که ممکن بود برام بیفته فکر میکردم تا اینکه ساعت 4 بود که خوابم برد. ساعت ۱ رفتم جلو در بابابزرگش یه تک زدم بهش یه پنج دقیقه ای گذشت تا اومد. خیس خیس شده بود یکم با دستم لباشو باز کردم و زبونمو کردم توش.。 。 。 。 。 。

次の

سکس عجیب با دخی عمه

سکس خیلی تند

。 。 。 。 。 。 。

次の

کون دادن من به آقای ناظم

سکس خیلی تند

。 。 。 。 。 。 。

次の

کون دادن من به آقای ناظم

سکس خیلی تند

。 。 。 。 。

次の

خیلی درد کون دادن و دوس دارم

سکس خیلی تند

。 。 。 。 。

次の

من و داداشم بابک

سکس خیلی تند

。 。 。 。 。 。 。

次の

سکس عجیب با دخی عمه

سکس خیلی تند

。 。 。 。 。 。 。

次の