داستان کیر داغ。 داستان سکس با امیر

کس داغ فریبا

داستان کیر داغ

بالاخره اونقدر لیسم زد که حالم خراب شد. دستام رو گذاشتم دور كمرش و محكم بغلش كردم بهش گفتم دوستت دارم. ماجرا گذشت تا اینکه یه بار تو یه پارتی بهش گفتم دلم براش تنگ می شه. یه دفعه سرم رو عین بچه های خوب انداخته بودم پایین و داشتم می رفتم تو کتابخونه ی دانشگاه که دیدم یه نردبون درازی ایستاد جلوم. در عین حال گریه می کردم اما اون هیچی نمی گفت. سعی می کردم که درست مثل دختره کیرش رو بخورم اما خوب بلد نبودم. اون گفت نهههه خوشم نمي ياد يه خورده كه اصرار كردم قبول كرد. کیر اون خیلی کلفت بود و کس من تنگ و جفتمون حسابی داشتیم لذت می بردیم. من نمي دونم چرا از شوهرش طلاق گرفته ولي مي دونم كه اينكاره نيست. وسط حرفهاش بلند شدم و رفتم روي ميز پيشش نشستم دستم رو گذاشتم روي سرش و آروم صورتش رو بوسيدم يه دفعه دلم ريخت ولي اون هيچ عكس العملي نشون نداد. گفت بیا با هم بریم کارت دارم. گفت اين خانم وقتي اومد تو اين اداره متاهل بود ولي با يكي از كارمندهاي اينجا رابطه نامشروع داشته وقتي هم كه شوهرش فهميد اونو طلاق داد. وای انگار از زمین داشتم کنده میشدم،بعد از چند دقیقه اروم تخمام رو کشیدم و کیرم رو از دم تخمام تا سرش اروم اروم کشیدم رو لباهاش و با یه فشار کوچولو کیرم رو تو دهنش جا کردم،یه قدری فوق العاده کیرم رو میخورد که اصن دلم نمیخواست کار دیگه ای بکنم،بعد از ده دقیقه کیرم رو گذاشتم دم کوسش که اشاره کرد که دخترم،به قدری حشری بودم که با یه حرکت چرخوندمش به پشت و وازلین رو از کشوی تختم در اوردم و دم سوراخ کونش رو حسابی چرب کردم،کون فوق العاده ای داشت،سفت و برجسته. لبخند زد و گفت : چطوری مریم ؟ یه ذره شوکه شده بودم. وقتی سرم رو بردم بالا دیدم سیناس. اونم یه ذره سرخ و سفید شد و همه دخترا از تعجب دهنشون کف کرد. تا نصفه هاي شب خوابم نمي برد و همش به صحنه امروز فكر مي كردم با خودم گفتم كه واقعا اينكاره نيست چجوري منو راه داد تو اتاقش اجازه داد كه در رو قفل كنم. امير فقط گفت اشکالی نداره زود یاد می گیری. فقط باز هم قد کشیده بود و صورتش مرونه تر شده بود. روز بعد اول صبح به بهانه يك كار اداري رفتم اتاقش و بهش سلام كردم اونم خيلي عادي جواب سلام منوداد نمي دونستم عكسها رو ديده يا نه منم سئوال نكردم يعني نمي شد سئوال كنم. خلاصه دیدارامون کمتر شد اما در عوض تماسهامون بیشتر. اولش با صحبتای همیشگی شروع شد. لمبرامو فشار میداد و از هم باز میکرد… گفتم پشم سوراخمو بزن… قمبل کردم و برام تراشید… گفتم داری حال میکنی ها! از وقتی با شهاب دوست پسر آخریم بهم زده بودم حرف زدن با پسرا یادم رفته بود. دیگه واقعا حالم خراب شده بود. من عاشق ساک زدن هستم… گفتم خوب بزن…. گفت آره مگه چیه؟ گفتم نه اینجا فقط واست ساک میزنم گفت باشه عزیزم رفت در مغازشو قفل کرد کرکره شو هم تا نیمه آورد پایین از پشت منو بغل کردو از رو شلوار کیرشو به کونم میمالوند. بعد چنند لحظه مکث کرد وو گفت. تا اون موقع عصبانیتش رو ندیده بودم گریه ام گرفته بود. آه و ناله ش بلند شده بود گفت زود باش بكن تو زود باش ديگه … منم كيرم رو محكم فشار دادم تو كسش يه دفعه داد زد آه آه من دستم رو گذاشته بودم رو كونش و عقب و جلو مي كردم. من با وجودی که تا حالا مشروب نخورده بودم یه ذره خوردم که دیدم حالم داره بد می شه. دو سال گذشت و من رسیدم به سوم دبیرستان. روز بعد تصميم گرفته بودم كه بهش تلفن كنم و همه چيز رو بهش بگم. دوباره لباش رو بوسيدم بهش گفتم نمي ترسي حامله بشي ؟ گفت نه بابا مطمئن باش نمي شم. من حتی جلوی مامانم هم بدون لباس اونم بلوز شلوار نمی رفتم. اوایل روم نمی شد بهش زنگ بزنم. گاهی می رفتم دانشگاه و درس می خوندم و خلاصه شده بودم مریمیه عزیز مامان! بهم گفت خيلي شجاع شدي روز اول خجالت مي كشيدي سلام كني ولي حالا … منم تودلم گفتم كجاشو ديدي. نزديكهاي ظهر بود بهم زنگ و گفت رئيس نيست مي توني بياي منم سريع بلند شدم رفتم تو اتاقش و در رو قفل كردم. گفت برگرد، منو برگشتم و کونمو گذاشتم جلوی چشاش… شروع کرد به ماساژ…. سلام نسرینم 21 سالمه 15 سالم بود که از خونمون بخاطر گیر دادن های بابام متواری شدم وبه تهران اومدم خاطرات تلخم از تهران زیاده چون تو همین شهر بکارتمو واسه یه شب جای خواب از دست دادم یا کسایی که وحشیانه و مفتی گاییدنم و خلاصه بعد مدتی از سکونت در تهران به کار تو یه جنده خونه تو تهران مشغول شده بودم که دیدم بیفایده ست هر کسی منو با 40 تومن میکرد از بچه 13 ساله تا پیرمر 70 ساله تازه نصف این پول بمن رسید باقیش جمع میکردیم واسه کرایه خونه و غیره… این شد که بسرم زد و با بچه ها ی خونه یه دعوای اساسی راه انداختمو ساکمو جمع کردم وبرای همیشه از اون خونه رفتم و که بزرگترین اشتباهمم همین بود. گفتم تو خواستي ازش جدا بشي يا اون خواست گفت نه من خواستم. منم سريع ده دوازده تا مقاله پيدا كردم مرتبشون كردم و بهش دادم خيلي از من تشكر كرد. بعد تو یه پارتی و بعدش تقریبا تو هر مهمونی که می رفتم. بعضي وقتا كه دلم مي گيره زنگ مي زنم باهاش صحبت مي كنم. شبش بهش زنگ زدم و گفت من عاشق قلیونم،این چند روز که اومدم خونه نمیتونم قلیون بکشم و کف کردم حسابی،من خودم اهل دود نیستم ولی دیدم موقعیت مناسبی و گفتم باشه عزیزم من برات درست میکنم فردا شب بیا پایین پیشم و اونم خیلی سریع اوکی داد. با صابون شست و میمالیدم… هوس ساک زدن کردم… شروع کردم به مکیدن…. بخاطر نوع جنسی میاوردم، مشتریهام عمدتا زنها و دخترای پولدار بودن. یه روز دوباره امير اومد دنبالم و منو برد به خونشون که تو خیابون مریم بود. فهمیدم تو همون دانشگاه درس می خونه و قراره مهندس مکانیک بشه. امير با مدیرمون آشنا در اومد و من رو هم دختر خاله اش معرفی کرد. مثل تشنه ها لبام رو مك مي زد. دست بردم زیر لنگش، کیرشو که شق شق بود گرفتم تو دست…. دمرو بودم که با زبون رفت لای چاک کونم…، قمبلمو باز کردم… باز زبون کرد تو کونم…. با قدی در حدود 176 و 55 کیلو وزن حدس بزنید چطور هیکلی می تونستم داشته باشم. اول صبح بهش تلفن كردم و گفتم مي خوام درباره يه موضوع مهمي باهات صحبت كنم گفت خوب بگو گفتم تلفني نميشه وقتي اداره خلوت شد و رئيس رفته تو اداره نبود مي يام اتاقت و بهت مي گم گفت باشه. اینها معمولا جنس هایی مثل تی شرت، پیراهن یا شلوار و شلوارک های طرحدار، لباس زیر — بخصوص لباس …. نمی فهمیدم که منظورش از این کارا چیه. و همه عكسها رو باهم گذاشتم روي يك ديسكت و بهش دادم. اونم کیرش رو کشید بیرون و آبش رو ریخت روی سینه هام. دوباره شورع کرد به لیسیدن سینه هام و بوسیدنم. نشست کنارم و با موهام بازی کرد و یه ذره آرومم کرد. اولش خیلی آروم می رفت جلو بعد یه فشار داد که تمام بدنم تا مغز سرم سوخت. با کلاس ، بر خلاف پسرای دیگه ی محل درسخون و خوشتیپ. کاوه عوضی یکم تف به کیرش مالید و سر کیر کلفتشو گذاشت در سوراخم یکم مالوندش و بی مقدمه کردش تو کونم شروع کردم به داد وبیداد و التماس ولی بیفایده بود کیرش تا دسته تو کون گوشتی و نرمم بود نامرد اصلا فکر من نبود اونقد تند تند تلمبه میزد که داشتم جر میخوردم بقیه پسرا هم مشغول بودن یکیشون که خوشکل بود کیرش داغو گوشتیشو کرده بود تو دهنم بقیه هم لاس خوشکه میزدن با سینه و کسم بازی میکردن یکی از پسرا که لاغر بود کاوه رو پس زد و خودش نشست پشت ولی با معرفت بود چون ملاحظه منو میکرد و کیرش اروم اروم میکرد تو کونم شروع کرد به اروم تلمبه زدن تو کون سفید و نرمم یه لحظه نگاهمم به کاوه آشغال افتاد که داشت با موبایلش ازم فیلم میگرفت دنیا رو سرم خراب شد از همه چی و همه کی متنفر شدم و به حال خودم افسوس میخوردم تقلا میکردم که از زیر دست این پسرای عوضی در برم ولی فایده نداشت دستامو رو صورتم گرفتم که حداقل صورتم تو فیلم نیفته ولی یکیشون موهامو محکم کشیدو سرمو داد بالا پسر لاغره آبشو تو کونم خالی کردو رفت رو کاناپه و جاشو داد به دوستش که کم سن تر بود کونم گشاد و بی حس شده بود کیر این یکی راحت رفت توم شروع کرد به تلمبه زدن و لذت برد ن ولی دریغ از کوچکترین لذت برای من. عمدتا مانتوهای مجلسی تو ویترین میگذاشتم، اما در کنار اونها لباسهای زنونه خارجی — عمدتا ترک — هم میاوردم. بعدا فهمیدم که مال مامان سیناس. اگر چه بیشتر اوقات سر کار بود و وقت نمی کرد با هام حرف بزنه. سابقه نداشت اون جلوی دختری خجالت بکشه خصوصا سر این مسائل. پدرزنم یک مدیر توی یک سازمان بزرگ دولتیه و ماهی یکی دوتا ماموریت داخلی یا خارجی داره و خیلی هم گرفتاره. خیلی ها می گفتن قیافه اش بی نمکه اما خوب من قیافه اش رو می پسندیدم. منتظر بودم که باز ازم لب بگیره. بعد از گذشت از شونصد تا در بود که فهمیدم اونجا یه طلا فروشیه. اونقد سینه هاشو خوردم که دیگه صدای اه اوهش بلند شد که یک لحظه دیدم سرش رفت زیر لحاف همین که کیر خیلی گندمو خواست بکنه تو دهنش حالم یه جوری شد معلوم بود دفعه اولشه خلاصه هی میخورد هی از پایین به بالا لیسش میزد این دفعه من سرمو بردم زیر لحاف که دیدم شورتش خیس خیس اولش نمیذاشت شورتشو در بیارم که خلاصه شورتشو کشیدم پایین واااااای چه کسی کوچولو تر و تمیز اونقدر خوردمش که دوباره دادش بلند شدبهش گفتم برگرده که فکر می خوام لا پایی بذارم نمی دونست می خوام از پشت بکنمش چون واقعا کون بی نظیری داشت یه ذره از اب دهنم زدم به سوراخ کونش و سر کیرم هی گفت نه نه خیلی بزرگه دردم میاد به گوشش گفتم اگه درد کنه درش میارم قبول کرد منم اروم سر کیرم گذاشتم رو سوراخ کونش می دونستم اگه بی احتیاطی کنم برای همیشه از کونش بی نصیب میشم. كير شق شده ام رو از رو شورت ديد گفت اوووه چقد بهش فشار اومده. گفتم برو آبمیوه بگیر که بخوریم، رفت و بعد ۱۰ دقیقه اومد. به هر حال حرفش رو گوش کردم و لباسم رو در اووردم. بهش گفتم رو ميز دولا شو مي خوام بكنم. سلام دوستان،این یه خاطره هست از من که مربوط به 5سال پیش،زمانی که 24 سالم بود میش. روز بعد دوباره بهش تلفن كردم و گفتم ميشه امروز هم بيام اتاقت ؟ گفت براي چي ؟ گفتم همين جوري بشينيم باهم حرف بزنيم گفت باشه اگه خلوت شد بهت زنگ مي زنم. منم در عین اینکه گریه می کردم لذت می بردم. بعد از اون کم کم عادت کردم که بهش زنگ بزنم. ماه رمضون بود که یه روز باز اومد دم مدرسه دنبالم. اونم تند تر این کار رو می کرد تا اینکه یهو همه جای بدنم لرزید و جیغ زدم. من و امير دیگه خیلی با هم صمیمی شده بودیم طوری که وقتی با هم بودیم و بین دوستان اون مجبورم می کرد انگشتر رو دست چپم بندازم و همه جا هم می گفت که نامزدشم. بعد امير یه گیلاس مشروب رو گذاشت جلوم و خودشم یکی ورداشت و گفت به سلامتی هم دیگه. لنگشو باز کرد، کیر سفید و نسبت به سنش تمیز و سفید. اروم انگشتم رو تو سوراخ کونش فرو کردم،با صدای اروم گفت تورو خدا یواش،انگشتم رو تو سوراخش نگه داشتم و روش خوابیدم و شروع به بوسیدنش کردم و گفتم قول میدم اروم باشه عزیز دلم،و هی بوسیدمش و موهاش رو نوازش کردم،بعد از پنج دقیقه که مطمئن شدم سوراخش اماده شده،سر کیرم رو به ارومی تو سوراخش جا کردم،کیرم داشت منفجر میشد دیگه،ظرف چند دقیقه بقیه کیرم رو هم جا کردم و با تلنبه های اروم جای کیرم رو تو سوراخش باز کردم. بعد از اينكه فهميدم همه چيز رو مي دونه بهش گفتم ببين من فقط با اين خانم حرف مي زنم همين. سه 4 ماه به این منوال گذشت تا اینکه یه روز با یه مبایل اومد و اونو داد به من. لای در رو باز گذاشتم و داشتم پشمامو میزدم که اومد، حدود ۵۰ ساله. كيرم داشت شلوارم رو سوراخ مي كرد دست گذاشتم رو شورتش از رو شورت كسش رو مي ماليدم لباش رو مي خوردم. گفتم : آخه مامانم … گفت : بهش زنگ بزن بگو دیرتر می رسی. بلند شد در رو باز كرد منم مجبور شدم برم بيرون. انگار با بهترین عطرها شسته بودش،زبونم رو گذاشتم زیر کسش و لای کوسش کشیدم تا دم چوچولش و چوچولش رو با لبام میک زدم به داخل دهنم. بعد از چند لحظه اونم شروع كردم مك زدن. روی کاناپه لخت شدمو خوابیدم تا ظهر خواب بودم. رونای داغشو حس می کردم همین که رودئو خواست نگام کنه لبام اروم گذاشتم رو لباش هی لبای همدیگه رو میخوردیم که یک لحظه حس کردم دستش خورد به کیرم. من كه اصلا حرفهاش رو باور نمي كردم بهش گفتم اينها همش دروغه اون خانم خيلي پاك و محجوب هست و اينها همش شايعه هست. دراز کشیدم و شروع کرد به کیسه کشیدن، منم چشامو بسته بودمو از اینکه میبینه و منو میماله اذت میبردم. بعد بهش گفتم بكنم تو كونت ؟ گفت نه اصلا خوشم نمي ياد اگه اينكار رو بكني ديگه اصلا باهات حرف نمي زنم. خلاصه آقا امير به جای کتابخونه من رو با ماکزیماش برد رستوران جام جم و یه ناهار حسابی بهم داد. يادمه اولين باري كه ديده بودمش اصلا خجالت مي كشيدم تو روش نيگا كنم ديگه چه برسه به اينكه… درباره ش فكر كنم. از بچگی با دخترا تریپ رفاقت زیادی داشت. تو چرا از شوهرت جدا شدي ؟ گفت همينو مي خواستي بپرسي از صبح تا حالا دلم هزار راه رفت گفتم آره همينو مي خواستم بپرسم. اونم زیر لب گفت منم همینطور و بعد رفت سوار ماشینش شد و رفت که رفت. منم آهی از ته دل می کشیدم و به مواقعی که با هزاران منت کشی بلندش می کردم با هم برقصیم فک می کردم. پیش خودم گفتم دیگه حتما اخراجم اما چیزی نشد. نزدیک گوشش شدم و با صدای اروم و جوری که نفس گرمم به گوشش بخوره ازش پرسیدم دوست داشتی؟گفت اره خیلی خووووب بود،منم با یه حرکت سریع رفتم پشت سرش نشستم و پاهامو از بغلش چسبوندم بهش و دستامو از پشت دور شکمش حلقه کردم و شروع کردم به بوسه های اروم از پشت گردنش،احساس کردم نفساش به شماره افتاد و قلیون کشیدنش متوقف شد،دستاش رو گذاشت رو دستام و سرش رو اروم با یه حالت خواستنی به چپ و راست میبرد،منم اروم اروم دستم رو بردم بالا و سینه های خیلی،خیلی خوش فرم و سفتش رو گرفتم تو دستام اروم اروم شروع کردم به مالوندن،فقط نفسای بلند میکشید و شکمش عقب و جلو میشد،شروع کردم به خوردن گوشش و اروم یکی از دستهام رو بردم پایین یکم تاپش رو دادم بالا و با انگشتم با دور نافش بازی کردم و اروم اروم دستم رو کردم تو شلوارش و با نوک انگشتام چوچولش رو حس کردم. منم همينجوري تو كسش عقب و جلو مي كردم يه دفعه كيرم رو تا ته كردم تو كسش و روش خوابيدم آبم رو تا ته ريختم تو كسش يه خورده از پشت سينه هاش رو گرفتم ماليدم و بلند شدم. با هر چی پسر بود قطع رابطه کرده بودم و رفته بودم تو لاک خودم. الآن از اون ماجرا 3 سال می گذره و من دیگه 20 سالمه. بعدم دوباره چند دیقه ازم لب گرفت. حرفش رو تکرار کرد و منم باز فقط نگاهش کردم که این دفعه شاکی شد و داد زد. یه ذره با کسم از روی شرت ور رفت و بعد اونو در آورد. باورم نمی شد خودش باشه اما خودش بود. داستان من مربوط به دختر صاحبخونمون و دوستیمون میشه. شبش رسوندم در خونه ای که مال خودشم بود و کلیدشو بهم داد یه خونه شیک با تمام وسایل بود. اون با کیرم بازی میکرد که من سینه هاشو در اوردم تا حالا تو فیلم سکسی ها هم همچین سینه هایی ندیدم. کوسش داغ داغ بود،وقتی چوچولش رو گرفتم زیر لب یه اه طولانی کشید،کوسش خیس خیس بود و منم کیرم حسابی راست شده بود،تاپش رو از تنش در اوردم و شلوارکم رو در اوردم و کیر داغم رو از پشت گذاشتم رو کمرش،وقتی کیرم رو حس کرد بدنش به کلی شل شد و اروم خوابوندمش رو تخت و شلوارش رو سوتینش رو در اوردم،قبل اینکه شورتش رو در بیارم کیرم رو گذاشتمش لای رونهای گوشتی و پرش و روش خوابیدم شروع کردم به خوردن سینه هاش و بعد اروم شروع کردم به بوسیدن لبهاش اروم اروم تمام بدنش از سر تا لبها،سینه ها،شکمش و بالی کوسش رو بوسیدم تا رسیدم به کوسش،وااای که چه بوی خوبی میداد. گفت ديووونه مي دوني اگه كسي بفهمه چي ميشه ؟ گفتم نترس هيچكس نمي فهمه. شلوارش رو هم در آورد و من رو خوابوند روی تختش. باهاش سلام و علیک کردم و به دروغ گفتم که یه سری سوال در مورد دانشگاه شهری که شما دانشجو هستید دارم،اگه میشه شمارتون رو داشته باشم که مخالفت کرد و گفت شما شمارتون رو بدین و در ضمن من درسم تموم شده. یه کم که گذشت سرش رو برد روی شرتم و کسم رو بوسید. خلاصه خیلی اروم سر کیرمو کردم تو هی میگفت بسه تو رو خدا بسه مردم منم که تازه میخواستم گرمیه کونشو حس کنم گردنشو می بوسیدم قربون صدقش میرفتم که خودشو شل کنه لا مصب اونقدر کلفت و درازه که به سختی جا باز می کرد هروم یه خورده دیگه کردم تو چون دستمو انداخته بودم رو سینه هاش که تکون نخوره با هر فشار من ساعد دستمو گاز می گرفت یواش یواش شروع کردم به عقب جلو کردن تازه نصفش نرفته بود توش که با یه فشار تا نصف کردم تو اون کون خوش فرمش خودمم باورم نمی شد که دارم سحرو از پشت می کنم ناله هاش کمتر شده بود که دیدم کیرم جا باز کرده خودش کونشو فشار داد طرف من که واااااای حس کردم کیرم داره از گرمیه کونش میسوزه خیلی داغ بود داشت ناله میکرد منم که به پهلو پشتش بودم همونطور که کیرم تو کونش بود چرخوندمش به شکم افتادم روش شروع کردم از ته دل به تلمبه زدن با دستام مج دستاشو گرفته بودم پاهامم رو پاهاش بود که نتونه تکون بخوره خلاصه دیدم داره ابم میاد نتونستم از اون کون داغش کیرمو بکشم بیرون تا دستش کردم تو نگه داشتم تا همه ابم بریزه تو که اون موقع یه نفسی کشیدو منم کیرمو در اوردم لباشو بوسیدم نازش کردم خواست بره بخوابه که نمیتونست راه بره فردا صبح ساعت11 بیدار شد خودش میگفت تا چند روز نمیتونست راه بره اون 4 سالی که تبریز بود هر هفته 1 شب میومد خونه داییش که هر هفته سکس از پشت داشتیم یادش بخیر. از این حرفا تا حالا نزده بود. یه خونه ی درندشت وسط یه باغ دردندشت تر. من حسابی حالم خراب بود،اتاقم گرم بود و حسابی خیس عرق بودم،با تمام لذت کوسش رو میخوردم و بعد بلند شدم و کیرم رو بردم. مستقيم رفتم پشت ميزش بوسش كردم و بهش سلام كردم. چند روز گذشت و هيچ حرفي از اون عكسها نزد منم موضوع رو فراموش كردم تا اينكه نزديكهاي ظهر دوباره بهم زنگ و گفت كه درباره يه موضوعي مي خواد مقاله تهيه مي كنه و از من خواهش كرد كه تو اينترنت براش بگردم و پيدا كنم. چو مدتهاست که روابطمون بیشتر شبیه زن و شوهرا می مونه. گفت خوب واستا منم در لباسات رو در بيارم كمكش كردم و سه سوت لباسام رو در آوردم. منم شروع کردم به باز کردن دکمه هاش. یادمه موقعی که 18 سالم بود عموم اینا رفتند تهران. آروم دست كردم مقنعه اش رو كشيدم گفت چيكار مي كني ديووونه گفتم هيچي مي خوام موهات رو ببينم. آن شب تا نصفه هاي شب همش به اين فكر مي كردم كه آيا اون واقعا …. اول همشو مي كرد تو دهنش بعد تند تند عقب و جلو مي كرد يا زيرش رو زبون مي كشيد. همون سال تابستون با امير نامزد کردم. چون زیاد کیرش کلفت نبود راحت رفت توش…. خيلي دلم مي خواست بدونم چرا از شوهرش جدا شده ولي مي ترسيدم بپرسم. من در يكي از شركتهاي دولتي كار مي كنم كه تو اداره يك منشي خيلي خوشكل كار مي كنه. منم قمبلمو دادم بالا و گفتم بکن توش…. فقط شرطش اینه که الان پیش قسطشو بدی. به محض رسیدن به خونه رفتم تو اتاقم و یه دل سیر گریه کردم. لبام رو گذاشتم رو لباش و محكم مك زدم. چون رشته ام تجربی بود می دونستم که این سرگیجه طبیعیه. مدتها بود تو كفش بودم تا اينكه يه روز بهم زنگ و گفت چند تا عكس منظره مي خواد كه پروژه خودش رو تزئين كنه. وقتی که بازش کردم دیدم همه اش انگشتره. خودش رو عقب كشيد و گفت خوب ديگه بلند شو برو الان همه مي فهمن تو اينجا هستي گفتم خوب بفهمن. رسیدیم در خونش که یه خونه ویلایی بزرگ بود رفتیم تو تا رفتیم تو خونه در رو قفل کرد گفتم؟چرا درو قفل کردی؟گفت خفه شو کسو تا اینو گفت سه تا پسر از اتاق خواب زدن بیرون و افتادن بجونم شروع کردم به داد و بیداد ولی فایده ای نداشت در عرض چند ثانیه لختم کردنو افتادن بو جونم یکی کسمو میخورد یکی انگشت تو کونم میکرد و یکی سینهامو میمالوند نامردای عوضی مثل گرسنه ها افتادن بجون کس و کونم و منم فقط داد و بیداد میکردمو فوش خواهر مادر میدادم بهشون کاوه درازم کردو نشست رو کونم لپایی کونمو باز کرد منم که تازه دوهزاریم افتاده بود شروع کردم به التماس که از کون نکنم ولی بیفایده بود بقیه پسرا نفری یه تف انداختن در سوراخ کون گوشتیمو کاوه هم اینقد فشار میداد باسنمو که حس کردم الانه که نصف شم. ولی تا حالا رابطه ما اینطوری نبود. پاهام ر از هم باز نگه می داشت و لیسم می زد. این کارش بهم آرامش داد و برای یه لحظه اشکم رو بند آورد اما بعد کرواتش رو باز کرد و گفت لباسم رو در بیار. گفت مي خوام يه چيزي بهت بگم ولي قول بده به كسي نگي منم گفتم باشه نمي گم. سوتینم رو باز کرد و شروع کرد به لیسیدن سینه هام. من و منشی شرکت-داستان سکسی عکس کس,کس,داغ,سکسی,سکس,خفن,زن سکسی,دختر سکسی,ایران سکس,تصاویر سکسی,کون,کس,کوس,کیر,لب,آب کیر,دختر,حشری,لزبین,گی,عکسهای سکسی,سکس,س ک س,ثکث,سکس ایرانی,زن سکسی ایرانی,بوس,کون کردن,کون سفید,کردن توی کس,آموزش سکس,سکس با خواهر زن,سکس توی خونه,سکسولوژی,سکس با زن همسایه,سکس ایرانی تو خونه,سکس با بچه,سکس با مادر,بکن بکن,عکس سکسی ایرانی,عکس لختی,sex,sexy,hot,iransex,سکس با مرد,سکس در خونه,سکس با دوست دختر,سکس,عکس سکسی, داستاني كه مي خوام براتون تعريف كنم كاملا واقعي هست و براي خود من اتفاق افتاده. من یه پسر به تعریف دیگران خوشتیپ با قد 184 و بدن تقریبا ورزشکاری هستم. روي ميز خوابيد طوري كه پاهاش رو زمين بود من رفتم عقب اول يه خورده با دست ماليدم كيرم رو گذاشتم لاي پاش و ماليدم به كسش. گفت تو خيلي ساده هستي و همه چيز رو با چشم خودت مي بيني بعدش گفت اصلا يه چيزي خودت يه روز كه اينجا خلوت شد برو تو اتاقش و در رو قفل كنم ببين اون چيكار مي كنه. تقریبا هر چی دختر با کلاس و خوشگل تو محل بود اون رو می شناخت و امکان نداشت یه دختری اون رو بشناسه و بهش دو سه باری زنگ نزده باشه. همون ابتدا درباره ش تحقيق كردم بچه ها گفتن كه طلاق گرفته و الان با پدر و مادرش زندگي مي كنه. به قول معروف همبازی دوران بچگی همدیگه بودیم. با کلی عزت و احترام ما رو نشوندن امير یه ژورنال داد دستم و گفت یکی از اینا رو انتخاب کن. واقعا دوستش داشتم و همش به اون فكر مي كردم. موهاي طلايي و گردن بلوري سفيدي داشت زير گردنش رو نيگا كردم سينه اش مثل پنجه آفتاب سفيد بود. البته من بیشتر می ترسیدم اما چند بار که جلو عقبم کرد حالم بهتر شد و التماس کردم که بیشتر این کار رو بکنه. فرداش دوباره دعوتش کردم به قلیون وقتی اومد با هم گرم تر برخورد کردیم،من رو تختم نشسته بودم اونم بغل دستم داشت قلیون میکشید که خیلی اروم از پشت سر رفتم سراغش و موهاش رو اروم زدم کنار و پشت گردنش رو بوسیدم،یهو یه بلندی کشید و یکم شل شد. گفتم چطوری که دیدم تلویزیون رو روشن کرد و زد روی یه فیلم سکسی. داستان های سکسی عکس کس,کس,داغ,سکسی,سکس,خفن,زن سکسی,دختر سکسی,ایران سکس,تصاویر سکسی,کون,کس,کوس,کیر,لب,آب کیر,دختر,حشری,لزبین,گی,عکسهای سکسی,سکس,س ک س,ثکث,سکس ایرانی,زن سکسی ایرانی,بوس,کون کردن,کون سفید,کردن توی کس,آموزش سکس,سکس با خواهر زن,سکس توی خونه,سکسولوژی,سکس با زن همسایه,سکس ایرانی تو خونه,سکس با بچه,سکس با مادر,بکن بکن,عکس سکسی ایرانی,عکس لختی,sex,sexy,hot,iransex,سکس با مرد,سکس در خونه,سکس با دوست دختر,سکس,عکس سکسی, صفحهٔ 2 من و دختر عموم از بچگی با هم بزرگ شدیم. از همون دوران یه علاقه ای بین من و اون بود ولی چون بچه بودیم چیزی نمی فهمیدیم تا کم کم بزرگ و بزرگتر شدیم. درست جلوی چش مدیر مدرسه اومد سلام کرد و گلی رو که دستش بود داد بهم. بخاطر موقعییت شغلیش نمیتونه که هر کاریی دلش می خواد بکنه ولی بعد از اینکه کاملا به من اطمینان پیدا کرد، هر از گاهی براشون مشروب می بردم و اونها هم دیگه به یاد قدیما، خلاصه لبی تر می کردند. تا اینکه یه روز که من و داداشم و دختر عموم و خواهرش رفته بودیم سینما توی سینما کنار من نشست. خلاصه فردا اونروز تو ازمایشگاه بودم که دیدم یکی sms داد که سلام خوبی؟بعد از چند تا sms فهمیدم خودش هست و خلاصه هر چی تو زبون بازی بلد بودم واسه اینکه میخم رو بکوبم استفاده کردم،و جالب اینکه هیچی راجع به درس و دانشگاه صحبتی نشد! اون بدنم رو شست و بعد رسوندم خونه. بعد خودمون رو تمیز کردیم و بغلش کردم یه خواب دو ساعته عالی هم با هم کردیم تقریبا مدت دوماه هفته ای پنج بار با هم سکس های خیلی خوبی داشتیم تا اینکه دعوامون شد و کات کردیم. صورتم رو بردم جلو و لبهاش رو بوس كردم. فک نمی کردم بابام رضایت بده به اون زودی نامزد کنم اما خوب کی بدش میاد دامادش پولدار باشه. رفتیم جلوی یک مغازه که بیشتر شبیه یه گاو صندوق بزرگ می موند. وقتی نگاهشون می کردم سرم گیچ می رفت. بعضی وقتا که میرفتم تهران و میدیدمش دلم می خواست بگیرمش تو بغلم و یه ماچ آبدار ازش بکنم. بالاخره کار از اینم بالاتر گرفت. منم هر چي عكس منظره و گل و گياه داشتم جمع كردم و گذاشتم كه بهش بدم يه دفعه يه فكر عجيبي به سرم زد دو تا عكس سكسي خيلي قشنگ رو انتخاب كردم و گذاشتم لاي اون عكسها. خلاصه فرداش با کلی ترس و لرز مخفی کاری اومد پیشم و اتفاق خاصی نیوفتاد و فقط قلیون کشید و رفت. گفتم مي شه يه خورده بخوري ؟ گفت چيو بخورم ؟ بهش گفتم كيرم …. نشتس پشت فرمون و یه راست منو برد الهیه. خیلی حشری بودم و باید حال میکردم. يه جوري مي خورد انگار صد ساله كارش همينه. سمت صورتش،کیر داغم رو اروم کشیدم زیر صورتش،کشیدم رو گونه هاش،کشیدم رو لبش و تخمام رو اروم گذاشتم رو لباش که لبای خوشگلش باز شد و شروع کردن به خوردن تخمام. بالاخره هم اون تحمل نیوورد و اومد دم مدرسه دنبالم. گفت مثلا چی ؟ منم با صراحت گفتم مثلا کون بنده خدا اولش شکه بود ولی بعد چند ثانیه مکث دستمو گرفتو گفت : آره عزیزم چرانشه. پسری بود که من خیلی می پسندیدمش. قرارمون این شد که هفته ای دو بار جای کرایه منو از کس بکنه. دو ساعت بعدش زنگ زد و گفت رئيس نيست مي توني بياي اينجا منم از خدا خواسته دويدم رفتم اتاقش و در رو قفل كردم. تا اینکه یه راه حل به ذهنم رسید رفتم تو یه بنگاه که مسئولش که یه پیرمرد تقریبا 50 ساله بود. یه بوتیک تو خیابون میرداماد داشتم. چند بار تلمبه زد آبش اومد… کیرش شل شد و کشید بیرون. سلام کردم و کونمو کمی دادم عقب و با معصومیت گفتم آقا من یه خونه واسه اجاره میخوامم ولی پولمم کمه میشه جای پول چیز دیگه بدم. اگه خوشتون اومد بگید ادامشو بذارم خوشتون نیومد هم بگید که بیخودی ننویسم در ضمن هر کس فیلم منو دید مردونگی کنه و پخشش نکنه من موهام سیاست و بدنم سفیده و این چهارتا پسر هم ترک بودن اگه همچین فیلمو دیدید تو رو خدا پاکش کنید. مدتها گذشت تا اينكه يك روز يكي از بچه ها اداره اومد بهم گفتم كه كيوان همه مي دونن تو با اين خانم رابطه داري و مي بينن كه هر روز چند بار مي ري پيشش منم خودم رو زدم به اون راه و گفتم من با هيچكس رابطه اي ندارم. بهم گفت چرا در رو قفل كردي ؟ گفتم نمي خوام وسط حرفها كسي بياد داخل. تا اون موقع نه فیلم سکسی دیده بودم و نه از لب گرفتن جلو تر رفته بودم اما اون تو کارش استاد بود. خیلی زود لخت شدو روی زمین دراز کشید منم بصورت بر عکس روش دراز کشیدم بطوریکه کیر اون توی دهنم بود کس کون من هم توی دهان او خیلی با تجربه بود طوری کسموو میمکید که حس میکردم تو فضام. با هر تلنبه اه و ناله هایی میکرد که هر کدوم واسه اینکه ابم بیاد کافی بود،همینطور که میکردمش با دستم چوچولش رو هم میمالیدم که یهو احساس کردم بدنش منقبض شد و پاهاش رو سفت جمع کرد که فهمیدم ارضا شده بعد از اینکه یکم بهش فرصت دادم دوباره تلنبه هارو سریع کردم و چند دقیقه بعد از اون ابم داشت میومد،کیرم رو کشیدم بیرون و گذاشتم لای چاک کونش و لپهای کونش رو به کیرم فشار دادم و با یکم عقب جلو ابم تا بالای سرش پاشید،انگار تمام وجودم داشت تخلیه میشد،ابم قطع نمیشد و با شدت میپاشید. عادتش بود که همیشه در این حالت لب بگیره که دیدم گفت می خوام لختت رو ببینم. آروم شروع کرد به گردوندن اون توی کسم. خیلی بهم حال می داد اما سرم داشت گیچ می رفت. ديگه مطمئن شده بودم كه من در موردش اشتباه مي كردم. گفت می خوام برای مامانم بخرم. کم کم ماجرای دوستیمون رو به مامان گفتم اما نه مستقیم. هر چند سعي كردم خودم رو عادي نشون بدم نتونستم خيلي ترسيده بودم. بعدشم گفت از این به بعد منتظر زنگم باش. وقتی داشتیم خداحافظی می کردیم شمارش رو که روی کارت نوشته شده بود بهم داد و بازم سرخ و سفید شد. یه بالش گذاشت زیر باسنم و یه کرم مالید سر کیرش. واي چي داشتم مي ديدم … بدنش مثل لامپ مهتابي سفيد بود يه كرست و شورت فيروزه اي پوشيده بود داشتم ديوونه مي شدم.。 。 。 。 。 。

次の

داستان سکسی‌ و تحریک کننده: دختر داغ صاحبخونه

داستان کیر داغ

。 。 。 。 。 。 。

次の

من و منشی شرکت

داستان کیر داغ

。 。 。 。 。 。

次の

کوس داغ

داستان کیر داغ

。 。 。 。 。 。

次の

مشت و مال با کیر داغ

داستان کیر داغ

。 。 。 。 。

次の

داستان سکسی‌ و تحریک کننده: دختر داغ صاحبخونه

داستان کیر داغ

。 。 。 。 。 。

次の

کس داغ فریبا

داستان کیر داغ

。 。 。 。 。

次の

داستان سکس با امیر

داستان کیر داغ

。 。 。 。 。

次の