داستان سکس باعروسم。 مامان گفت به داداش کوس بدم داستان سکسی کلیپ ایرانی

داستان سکسی

داستان سکس باعروسم

بوی شامپو تو فضای خونه پیچیده بود و رایحه زیبائی داشت. خلاصه راهی شدیم و من هم تو راه داشتم نقشه میکشیدم چطوری دوباره سکس بابام اینارو ببینم واز اون مهمتر چطوری با بابام سکسو راه بندازم به آرزوم برسم البته آرزوی سکس با داداشم راهم داشتم. من هم با افکار حشری، تیغ رو برداشتم و پس و پیشم رو زیر آب گرم تراشیدم و صاف و صوف کردم. کم کم اس ام اس های سکسی هم میدادیم. از همون جا گاهی نوک زبونم را به کسش هم می زدنم. گفتم الان یه سیلی تو صورتم می خوابونه. دستاشوباز کرد شونه هاشوانداخت بالا ووقتی داشت میاورد پایین یه فوت با باد کردن لپاش کرد. وقتی رسیدم پیششون با دیدن من تعجب کردن، چون من از 11-12 سالگی هیچ وقت جلوی بابام اینجوری نگشته بودم. اون هم فوری كیرم را گرفت و استادانه برام ساك زد. بعدم من گفتم دستت درد نکنه بابا خوب یاد گرفتم ولی خیلی خسته شدم بریم تو خونه. با آرومی درب اتاق رو بست و اومد طرف من. منم که به روی خودم نمی آوردمو مثلا مشغول شنا بودم، ولی خیلی حشری شده بودم. گفت اگه منظورت سکسه که نه من هنوز دخترم و نمیخوام بد بخت بشم من گفتم عزیزم منم نمیخوام بد بخت بشم ببین هر دختر 3 تا سوراخ داره حالا 1 دونش بسته شده بقیه که بازه گفت نمیدونم ولی آخه چه طوری تو که خونتون دوره خیلی دیر به دیر هم میاین اینجا ما هم همین طور پس جا چه طوری جور کنیم ؟ گفتم نمیدونم حالا صبر کن فعلا. بعد رفتم طرفش که دیدم داره به سینه هام نگاه میکنه. من به فرزاد داداش آرزو گفتم که آرزو یکم مشکل درسی داره بهم گفت به من یاد بده. اون اص ً متوجه من نبود و من هم از این موقعیت استفاده كردم و جلوتر رفتم و دیدم از قرار معلوم عموم و ركسانا از سكس دیشبشون فیلم گرفتند و ركسانا داره اون فیلم رو دوباره نگاه می كنه. شورت و زیرپیراهنی که داده بود کوچک بود و بزور تنم رفت. گفت بدم نمیاد گفتم اوکی یه روز میام خونتون واست تعریف میکنم. من هم كه دیگه نمی دونستم چی بگم فورً قبول كردم. دوباره گفتم بابا خوبه؟ که گفت آره پاهاتم تکون بده منم همین کار را کردم. خیلی كنجكاو شدم تا ببینم كه چی باعث شده اون این همه حشری بشه. کیر توی اون کس چه احساسی که پیدا نمی کرد. بعد اون آروم دستش رو كرد زیر شلوارم و از همون زیر كیرم را می مالوند و این كار اون داشت من رو دیوونه می كرد. اون هم برایاین كه صداش در نیاد سرش رو گذاشته بود روی متكا. دوش رو باز کردم تا آب تنظیم شود. بهش گفتم سارا من منظور نداشتم. جلوی پام زانو زد و دستم رو کنار زد. چشمم به تیغ اوفتاد و دیدم که خیسه. برام حوله و شورت و زیرپوش آورد و من رفتم حموم. لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید. حدوداً یکسال پیش بود که دوستم ازدواج کرد. اوایل ازدواجمون من ومحرابه زندگی خوب وشادی رو داشتیم. تو تخیلم رنگ شورتش رو هم قرمز فرض کردم. قرارمون امشب ساعت دوازده توی اتاق خالیه طبقه دوم. از ترس کیرم خوابیده مونده بود. یه خورده جا خوردم و انتظار داشتم كه سرم داد بزنه و همه فیلم ها رو بسوزونه اما بر خلاف باور من او گفت: دوربین رو خوب جایی كار گذاشتی فقط یك خورده صفحه تاره كه اون هم به خاطر بخاره و اشكالی نداره. من هم كه دوباره داشتم از خود بی خود می شدم رفتم یه گوشه ای قایم شدم تا ببینم كه ركسانا فیلم رو كجا قایم می كنه. طوری چمباتمه زده بود که کیرم مقابل سوراخ کونش بود. به خودم که اومدم دیدم سارا لباس پوشیده جلوم وایستاده و با خنده داره نگام می کنه. این قضایا دست به دست هم می داد و باعث می شد كه حس من برای كردن زن عموم بیشتر بشه. حالت سرم رو 180 درجه عوض کردم و زیر کسش قرار گرفتم. کسش حسابی لزج شده بود و کیرم خیلی راحت عقب و جلو می رفت. بابامم حسابی دمق شد من به خودم گفتم الان وقتشه. داستان سکسی ما خودمون ازش عکس میگیریم ولی اگر خاستی. خــــــــیلی حال کردم دیگه جون نداشتم تکون بخورم اونم بلند شد رفت حموم که منم بلند شدم رفتم توی حمام هم یکم لب بازی کردیم ولی سکس نداشتیم. چند وقت دیگه قراره برم خواستگاریش و باهم ازدواج کنیم که اون موقع به آرزوم میرسم و میتونم کسش رو هم فتح کنم امیدوارم خوشتون اومده باشه مهم نیست که فحش میدید یا نه ولی فقط میخوام بگم رفتار هرکس نشانه تربیت خانوادگی اوست با تــــــــــشکر از همــــــــــه. اونم گفت باشه منم یواشکی شلوارمو کشیدم بال او باهم رفتیم به طرف ویلا که دیدم آقا ناصرداره از خونه میاد بیرونو خیلی شل و وله، بابام گفت چته ناصر گفت داشتم خونرو تمیز میکردم خسته شدم آخه همیشه این کاروبا شهره میکردم ولی ایندفعه. دیدم تاپم خیس شده نوک سینم معلومه. اول سر کیرم و بعد تا ته کرد تو دهنش و شروع کرد با سر و صدا به خوردن. نمی دونم یادش رفته بود یا عمداً اینکار رو کرده بود که شورت و کرست خیسش رو تو حموم جا گذاشته بود. بدون اینکه چیزی بگه زیر کیرم رو بو کرد. من که برای اولین بار سکس دو نفر غیر خودم را از نزدیک میدیدم اونم باباومامان خودمو، دیگه خیلی شهوتی شده بودم انگار این حس در من نهفته بوده وحالا بیدار شده بود اونم با چه آتیشی. دوباره بلند شدم و پشتش قرار گرفتم. ایران سکس آویزون بهترین داستان های سکسی خانوادگی بیغیرتی داستان های پورن و همجنسبازی دانلود بهترین فیلم های ایرانی و خارجی انجمن سکسی بی نظیر و چت روم. اون بعد از لب بازی و دست بازی، حسابی کوس وکونمو میخورد وبعد با روغن ماساژ حسابی کونم را ماساژ میداد 10-15 دقیقه که خیلی دوست داشتم و حال میکردم اونم همین طور وبعد از اون یواش یواش کیرشو داخل سوراخ کونم میکرد بعداز 5 دقیقه هم همون تو گاهی هم روی سینم خالی میکرد. آویزون کامل ترین سایت سکسی ایرانی در کل دنیا میباشد. دوستم به اقتضای کارش مجبور بود ماموریت خارج از شهر بره و زنش، سارا تنها می موند. یه دامن کوتاه هم پاش بود که ساقهای زیباش رو نمی پوشوند. ۶ دی ۱۳۹۷ - داستان سکسی آیدا که اعصابش خرد بود به سمیرا گفت چه کار کنیم حال فاطمه رو بگیریم. سمیرا گفت بیارش خونتون یا بریم پیششون من خودم یه. سلام من ساناز هستم ۲۳ سالمه عشق زندگیم هم ارمان ۲۶ سالشه قبل از ازدواج هم باهم بودیم وچندباری هم از پشت سکس داشتیم الان یک سالی میشه که ازدواج کردیم ارمان عمران خونده و تو شرکت ساختمان سازی باباش کار میکنه وضع زندگیمون هم شکرخدا بدنیست این داستان برای چندوقت پیشه وقتی که پدربزرگ ارمان فوت کرد ونزدیک هفت هشت روزخونه پدری ارمان بودیم و حسابی سرمون شلوغ بود خونه پدریشون تو نوشهره وکل فامیل هاشون هم اونجان تواین مدت ارمان به من دست هم نزده بود ومن حسابی داغ شده بوده بودم میدونستم ارمان هم همین وضع داره ولی موقعیت فراهم نبودکه سکس کنیم کارهارو روبراه کردیم وبالاخره اومدیم خونمون هردومون دوش گرفتیم من حسابی به خودم رسیدم شام خوردیم وروی مبل جلوی تلویزیون نشستیم مشغول تماشای فیلم بودیم کاملا هوس سکس کرده بودم ومنتظربودم ارمان پیش قدم بشه حین تماشای فیلم دستش انداخت پشتم ویک جوری بغلم کرد بعداز یک مدت یواش یواش بوس کردن صورتم شروع کرد همیشه اینطوری به من می فهموند که سکس میخواد بعد شروع به بوس کردن گردنم کرد همیشه اینکار می کرد دست وپام شل می شد اونم اینو میدونست بعد طرف لب هام اومد منم همراهیش کردم شروع به گرفتن لب ازهم کردیم درحین لب گرفتن من زبونم اوردم بیرون اون شروع به خوردن لبم کرد به من گفته بودکه ازاین کار خوشش میاد من همیشه موقع لب گرفتن اینکار میکردم حسابی داغش میکردم دیگه طاقتش تموم شد منومثل بچه بغل کرد به اتاق خواب برد اون جا به سرعت لباس هامون دراوردیم بازم مشغول عشقبازی شدیم بازم لب هاوگردنم بوس میکرد واینبار سینه هاموهم مک میزد بادست چوچوله منوهم مالش میداد دیگه کامل منو دیوونه کرد اینبار نوبت من بودکه واسش کاری انجام بدم بلندشدم نشستم وتوهمون حالت که اون چوچوله منو تحریک میکرد منم بادستم الت اونو مالش میدادم داخل کسم دیگه خیس خیس شده بود کامل هردو تحریک شده بودیم باید اخرین مرحله روهم انجام می دادیم بازم بوسم کرد ازم خواس ت پشتم بهش بکنم بااب دهنش کسم لیزکرد وخیلی اروم کیرش وارد کرد چندباری که عقب جلو کرد انزال شدم یکم بی حال ولی نباید شل می شدم اون هنوز به من نیازداشت چنددقیقه همون حالت کارش ادامه داد بعد منوبرگردوند روبه جلو اینبار درحین انجام سکس چشم توچشم بودیم هرازگاهی لب هامو بوس می کردو منم حسابی باناز اه وناله میکردم تااینکه به نقطه اوجش رسید اینواز سرعت کارش که بیشترشد فهمیدم بازم انزال شدم ارمان هم تمام منی خودشو داخل کسم خالی کرد اینکارم دوست داشت من همیشه قرص میخوردم بابت حاملگی نگران نبودم چند دقیقه همونطور پیشم خوابید چندبار بوسم کرد بعدرفت حموم دوش بگیره منم رفتم دستشویی خودم خالی کردم بعداز ارمان رفتم حموم وقتی دراومدم همراه ارمان دوتاشربت خوردیم وبازم تلویزیون دیدیم موقع خواب ارمان من بغلش گرفت یکم شوخی کردبعد تمام شب بغل هم خوابیدیم این اولین داستان من بود چون با گوشی ومرورگر یوسی مینی نوشتم اگه غلط املایی یانگارشی داشتم خودتون ببخشید پایان نوشته. بعد از اون ماجرا بازم سکس داشتیم ولی همش از عقب بوده یه چند بار هم برام ساک زد تا آبم اومد. تا اینکه اومدیم خونه پدر شوهرم یکی دولیوان مشروب خورد ورفت تو اتاقش منم که دلم اونو میخواست یه لباس کوتاه بدون شورت پوشیدم و رفتم ولی اون روش نمیشد ابراز کنه تا اینکه من به یه بهانه ای خم شدم و اون تمام جزییات منو دید و دیگه نتونست بهم گفت که شبو پیشش بمونم و تنها پایین نخوابم منم که از خدمتکارا خجالت میکشیدم یه چند ساعتی رفتم پایین اونا که خوابیدن برگشتم پدر شوهرم سیگار میکشید منو که دید تعجب کرد گفت فکر نمیکردم بیای من بدو رفتم و رو تختش خوابیدم البته روم نمیشد پشتمو دادم به اون و خوابیدم یه نیم ساعت که گذشت دستم و گرفت و گذاشت رو کیرش منم بدون هیچ معطلی براش ساک زدم و اون مدام اه اه میکرد بعد یهو منو خوابوند و یهو کرد تو کسم من گفتم عمو اخ گفت من دوست دارم ولی خواهش میکنم بزار بعد شرو کرد محکم تلمبه زدن با شوهرم هیچ فرقی نمیکرد و منم براش اه اه میکردم هی میزد و من داشتم منفجر میشدم برعکسم کرد که بکنه تو کونم که من نذاشتم دوباره کرد تو کسمو این بار تا ته فشار داد که من جیغ زدم و ابشو با فشار هرچه تمام تر ریخت تو کسم و من همش استرس داشتم که حامله نشم اون شب خیلی خوش گذشت و پدر شوهرم روی همین یکی از ویلا هاشو بنامم کرد ولی از اون موقع تا حال دیگه با هم سکس نداشتیم ولی من ازش رو نمیگیرم و هنوز دوسش دارم. انقدر حشری شده بودم كه آبم همون پشت در آمد و فوری رفتم تو اتاقم و تا فردا صبح دو بار دیگه جق زدم. سر کیرم رو گذاشتم رو سوراخ کونش. کیرم دیگه بلند شده بود و آماده خوردن بود. آروم رفتم طرف اتاقشان و یه صداهایی شنیدم. شورت تنگ بدجوری به کیرم و تخمام فشار می آورد. در یک آن بلند شد و تاپ و دامنش رو درآورد. یه آهِ عمیق کشید و من رو به سمت تخت هدایت کرد. شروع کردم به اشتیاق دوروبر کونش رو خوردن. باهاش دست دادم و سریع رفتم آشپزخانه. رفتم تو آب مشغول آبتنی و آب بازی شدم. به داداشم زنگ زدیم و گفت ترم تابسون میخواد بمونه ونمی یاد البته من میدونستم که می خواد پیش دوست دختراش باشه و این بهونست. به طرف جلو میرفتم باباهم باهام حرکت میکرد. سارا هنوز همون لباس خونگی تنش بود. از اون روز به بعد خیلی خیلی با هم صمیمی شدیم و باهم شب ها اس ام اس بازی میکردیم. بابام گفت برای امروز بسه یه دستشو ول کرد و رفت عقب فهمیدم میخواد کیررررررررشو بزاره تو شرتش. شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، همینطور میتونید با ثبت نام در سایت آویزون از سیستم دوست یابی استفاده کنید. با اشاره گفت در را قفل کنم بعد برگشتم کنارش کلی لب تو لب بودم شورت و شلوارم را با هم کشید پایین خاله کیرم را کرد توی دهنش چه لذتی داشت به خاله گفتم ممکنه آبم زود بیاد خاله گفت پس زود باش منو از پشت بکن فوری شورت ودامنش را پایین کشید زانو زدو کون سفیدش را قمبل کرد منظره قشنگی بود کس و کون سفید خاله جلو چشمم بودخاله گفت بلدی؟ گفتم توی فیلمها دیدم اما دفعه اوله کون و کپلش را تکون میداد و میگفت زودتر بکن توش من هم دفعه اولمه. بهش گفتم می تونم از شسوار استفاده کنم؟ گفت تو اتاق خواب روی دراوره. منم که مثلا نمیفهممو مشغول شنا بودم. مشکلی نداره و می تونی غذات رو بپزی. درست حدس زده بودم کس و کونش کاملاً تمیز و بی مو بود و آماده خوردن. داستان سکس رزیتا و آقای جاهد داستان سکسی ۲۳ تیر ۱۳۸۹ - اسم من رزیتاست و ۲۵ سالمه و متاهلم ، میخوام جریان یکی از سکس هام رو براتون بگم. آب از سر کیرم جاری بود البته آب اولیه و سر کیرم حسابی لزج شده بود. اینارو گفتم برای بعد لازم بدونید تا ماجرا براتون واضحتر باشه. با زحمت بلند شدم و لباس پوشیدم و رفتیم تا شام بخوریم و برای ادامه اون شب نیروی کافی رو ذخیره کنیم. منم شروع کردمو بابامم یواش یواش چسبید به من که کیر کلفتوشقش را روی کونم حس میکردم. یه روز بهم گفت من حس میکنم به تو بیشتر از حسین علاقه دارم. بعدش شروع کردم اس ام اس های سکسی دادن که اون هم جواب میداد. اون روز گذشت اما شمارشو داشتم بهش اس ام اس دادم که در مورد کدوم پسر فکر کردی ؟ گفت به کسی نمیگی ؟ گفتم نه بابا به کی بگم. دیدم داره دستش را به کونم نزدیک میکنه و گذاشت روی کونم، منم اصلا به روی خودم نیاوردم که دیدم داره آروم دستشو رو کونم حرکت میده گفتم خوبه؟ یه دفعه دستشو برداشت گفت چی؟ گفتم شنا کردنم دیگه گفت آره فقط باید از دستات زیاد کار بکشی که قوی بشه. منم از خدا خواسته با دست سر کیرم رو کمی پائین تر جلوی کسش قرار دادم و با یک فشار کم تا ته تو رفت. گفتش در مورد حسین شده بعضی وقتا فکر کردم. ویلای ما كنار دریا بود و من از وقتی كه رسیدیم شمال تا شب را توی دریا آب بازی می كردم. بابامم که حسابی حشری بود وداشت خوش میگذروند هرچی گفت نرو گوش نکردو رفت. بهش گفتم به نظرت من چطورم ؟ گفت یعنی چی ؟ گفتم یعنی به نظرت طوری هستم که یه دختر خوشش بیاد ؟ گفت بد نیستی گفتم دوست داری راه های جذب پسر هارو بهت یاد بدم که بتونی حسین رو تور کنی؟. از در ساختمون تا در اصلی یه50 متری میشه از اونجا تا لب آب هم 30 متری میشه. ضمناً اینجا هم حموم می تونی بری. معلوم بود بابا خیلی حشری شده بود. یکی دو بار اول که خونشون رفتم سینه و کپلش خیلی چشمم رو گرفت. ظهر آن روز برای این كه اون فیلم ها یك بار دیگه تماشا كنم رفتم تو اتاقم و دیدم كه زن عموم نشسته و داره فیلم هایی رو كه من از حموم رفتنش گرفتم تماشا می كنه. من از فرداش همش یواشکی نگام تو خشتک بابا یا کون مامان بود همش سکسشون جلوی چشام بود،حشریتر میشدم. اصلاً بوی بد از لای پاش و کونش نمی اومد و در عوض خیلی هم خوشبو و خوشمزه بود. اون موقع منظور مامانم را نفهمیدم. فلکه گاز رو پیدا کردم و بستمش. پشت به در گوشه اتاق شلوارم رو درآوردم و سریع شورت رو از پام کشیدم بیرون. با فشار دست از پشت بهش فهموندم که سینه اش رو بده پائین و کونش رو بده بالا. ساحل چون وسط هفته بود خلوت بود فقط یه زن مرد تو آب دیده میشدن اونم حدود 100 متری ما. باباهم یواش یواش جراتش بیشتر شده بود کیرشو قشنگ لای کونم بالا پایین میکردوخودش را بیشتر فشار میداد که دیگه نوک انگشتاش کشاله رونم رو درد آورده بود بعد یکی دو دقیقه محکمتر فشارم داد تکون نخورد فهمیدم آبش اومده منم که خیلی حشری شده بودمو داشتم حال میکردم با اون به ارگاسم رسیدم ولی خیلی خودمو کنترل کردم تا بابام نفهمه. خب وقتی خودش اصرار می کرد من چرا باید مقاومت می کردم. سریع سرش رو برگردوند و گفت تو کونم نه. دو روز بعد قرار شد بریم شمال ویلای خودمون که لب ساحل بود. یه مقدار خستم و باید دوش بگیرم. داستان سکس با مستانه خواهرزن داستان سکسی ۲۳ تیر ۱۳۸۹ - داستان سکس با مستانه خواهرزن. اولش كه رسیدیم شمال یك ویلای شیك اجاره كردیم و رفتیم تا خودمان را برای عروسی فردا آماده كنیم. یه مقدار کس و کونش رو خوردم و نوازش دادم که دیگه داشت با جیغ و داد ناشی از لذت بیحال می شد. حسابی خیسش کردم کونش رو و بعدش بدون این که چیزی بگم کیرم رو تا ته کردم تـــــــــــــوش. سکس ایرانی و رایگان و حال و هول شهوانی با شهوتناک! صبح بعد از صبحانه گفتند بریم تو آب من گفتم شما برید منم لباس عوض میکنم میام مامانم یه تاپ آستین حلقه ای با یه شلوار استرژ پوشیده بودکه شلواره از گندگیه کون قلمبش داشت میترکید وبابام هم یه شرت مایوی تنگ پوشیده بود که کیرررررررررررررش بدجور خودنمایی میکرد و آب از دهنم وکووووووسم راه اقتاده بود. یه نیم ساعتی مامانم گفت من خسته شدم میرم یه کم استراحت کنم بعدم نهار درست کنم. منو رو تخت خوابوند و شروع کرد دوباره به ساک زدن. دوستیابی سکسی و شماره ی خاله فقط در چت سکسی شهوتناک. یه روز دیگه که رفتیم خونشون نشستم پیشش و گفتم که گفتی منو بیشتر دوست داری آره ؟ گفت آره گفتم حاضری کاری که میگم رو انجام بدی ؟ گفت چه کاری ؟ گفتم میدونی چه کاری رو میگم. بعد چند دقیقه یه دستش را از رو شکمم برداشتو گذاشت روی کمرمو گفت آفرین داری یاد میگیری. سریع رفتم سراغ گاز آشپزخانه و با یه بررسی متوجه شدم شلنگ گاز ترک برداشته و نشتی دارد. من هم معطل نکردم و کیرم رو درآوردم و ریختم رو کمرش. حدود 10 دقیقه ای تلمبه زدم که دیدم با تکونهای عجیب و غریب و آه و ناله به ارگازم رسید. بالاخره از خجالت دستم رو جلوی کیرم گرفتم و با لکنت گفتم که شورت خیلی تنگ بود و اذیتم می کرد و گفتم بیام و عوضش کنم. درسته بزرگی و خوش فرمی کون من ارثییه ومن هم با ورزش میزون نگهش میدارم ولی ماساژهای اون هم خیلی کمکم میکرد و روش تاثیر میگذاشت. حالا برمیگردیم به ادامه ماجرا که بعد از اون شب تو سن 18سالگی زندگیه منوعوض کرد. وقتی ما رفتیم شهره وپسرش نبودند که آقا ناصر گفت نمیدونستند شما تشریف میارید دو روز پیش رفتند خونه بابای شهره و زنگ میزنم بیان که مامانم گفت نمیخواد بزار اونام خوش باشند ماهم راحتیم. گفت باشه مشکلی نیست من با مامان بابام و مامان بابات میریم بیرون میگردیم و بعدش هم میریم پارک و بیرون غذا میخوریم شما هم غذا توی قابلمه هست بریزین و بخورین گفتم چشم اونم گفت که خوب دیگه بریم همه رفتن آماده شدن و رفتن بعد به آرزو گفتم دیدی گفتم مکان جور میشه گفت آره دمت گرم گفتم بریم تو اتاق رفتیم خوابیدیم روی تخت و من بهش گفتم آماده ای ؟ گفت چرت و پرت نگو مگه میخوای بمب بزنی که میگی آماده ای ؟ گفتم شاید از بمبم بد تر باشه گفت باشه آمادم تا اینو گفت شروع کردیم به لخت شدن بعدش سریع لبم رو گذاشتم روی لبش و شروع کردیم به لب بازی بعدش آروم آروم اومدم پایین گوشش رو کردم توی دهنم گردنش رو کامل براش لیس زدم زبونم روی شکمش حرکت دادم اومدم پایین شرتش رو در آوردم و زبونم رو کشیدم روی کسش آروم آروم زبونم رو روی کسش حرکت میدادم بعد از کس لیسی حسابی بهش گفتم بیا برام ساک بزن گفت تاحالا ساک نزدم نمیدونم چه طوریه گفتم کاری نداره که بکنش توی دهنت و جلو عقب برو ولی مواظب باش دندون هات نخوره بهش گفت باشه و این کارو به نحو احسن انجام داد. تو این چند روزه زن عموم هر وقت می خواست بره حموم من از قبل یك دوربین مدار بسته كه برام كادو آورده بودند تو حموم كار می گذاشتم و فیلم حموم رفتنش رو ضبط می كردم و بعدً مفصل تماشا می كردم. یه بار که واسه ی یه ماموریت رفته بود دبی و من و پدر شوهرم تنها بودیم شیطنت تو پوست دوتامون بود رفته بود البته باید بگم پدر شوهرم تقریبا جوونه ها! خلاصه یه روز که رفتیم خونشون دوباره بردمش تو اتاق و بهش گفتم که تو اول با من دوست بشو بعدش من یه راه هایی رو یادت میدم که بتونی حسین رو جذب خودت کنی. منم که تازیر سینه تو آب بودم یه جوری که متوجه نشه شلوارم را تا وسط باسنم کشیدم پایین طوری که وقتی دید فکر کنه تو آب اومده پایین اونم اومد جلوتر گفتم از کجا شروع کنیم؟ بابا یه مکثی کردودوتا دستاشو گرفت جلوگفت بیا باشکم بخواب رو دست من و آروم شنا کن منم همین کارو کردم یه دستش زیر سینم بودو یه دستش روی شکمم. تمام فیلم ها ی سکسی و داستان های سکسی که در این سایت قرار داده شده اند رایگان میباشند. با دستش کیرم رو گرفت و بازی داد. تا این كه دو روز مونده بود به برگشتنمون. نیم خیز شدم و رفتم پشتش طوریکه کونش بطرفم باشه. برق شیطنت رو تو چشاش می شد خوند. بعدش واسه همین فکر کنم بهتر باشه ما نیایم و بشینیم با هم درس هامون رو تمرین کنیم. کس دادن زنم به پسر همسایه داستان سکسی ۲۱ تیر ۱۳۸۹ - میخوام داستان سکس زنم با سینا پسر همسایمون رو واستون تعریف کنم. من هم كه حسابی پررو شده بودم دلم رو زدم به دریا و دستم رو آروم گذاشتم روی اون پستون های قشنگش، اون هم هیچ مخالفتی نكرد برای همین من شروع كردم به مالوندن پستونهاش. الان لباسم رو می پوشم و می رم. می خواستم تا شب ده بار دیگه جق بزنماما پیش خودم گفتم بگذار آبم رو برای زن عموم نگه دارم. اگه با من دیگه کاری نداری من برم. بعدش زبونم رو گذاشتم روی سوراخ کونش و سعی میکردم بکنم توش. رفتم داخل اتاق و درو نیمه باز گذاشتم. البته دیگه اون که الان مثل من 22 سالشه حسابی کیرش کلفت وکمرش سفت شده وباهم بعضی وقتها حال میکنیم. یك روز من و خانواده عمویم برای تفریح و دوعروسی ای كه دعوت داشتیم رفتیم شمال. سکس پدر و دختر و هزاران داستان سکسی اختصاصی فقط در سایت صد داستان سکسی. بعد شروع کردم به شنا وگفتم خوبه؟ دیدم جواب نمیده فهمیدم داره به کونم نگاه میکنه. بوی گاز با وجود باز بودن پنجره ها به خوبی به مشام می رسید. وقتی رسیدیم خیلی خسته بودیم وتو آب نرفتیم وقبلا هم به سرایدارویلامون زنگ زده بودیم وشام را آماده کرده بود. کسش از فرط هیجان کمی خیس شده بود که حرارت آدم رو بالا می برد. من رو لبه تخت نشوند و پاهامو باز کرد و نشست لای پام. گفتم چجوری گفت بیا پایین جلوی من و پشتت را کن به منودولا شومنم همین کارو کردموبا دست پهلوهاموازپشت گرفتو گفت دیگه نمیخواد پاتو تکون بدی همه قدرتتو جمع کن تو دستاتو آروم مثل شنا کردن تو آب حرکت بده، منم میگیرمت نیافتی. خیلی حشری شده بودم و به سختی خودم رو نگه داشته بودم. هیچ مقاومتی نمی کردم چون بدم نمی اومد حالی با سارا برده باشم. البته قبل از اینها منم براش یه ساک کوتاه اما درست و حسابی میزدم. یک روز عصا ازم خواست با هم بریم بیرون منم پیشنهادشو قبول کردم از بیمارستان که اودم دوش گرفتم یه تیپ خفن زدم و خودمون دوتا با رانندش و ماشین مخصوصش رفتیم بیرون خیلی خوش گذشت و تا میتونست برام خرید کرد و منم دلبری کردم مدام داخل ماشین دستم تو دستش بود و گاهی همدیگرو میبوسیدیم که اونم کار همیشگیمون بود. مامانو باباهم داشتن باهم آب بازیو شوخی میکردندو میدیدم بابام داره زیر آب با کسو کون مامان ور میره و به بهونه کشی تو آب خودشو در کون مامان میماله. یکی از دفعاتی که دوستم ماموریت بود و سارا تو خونه تنها بود به موبایلم زنگ زد و گفت بوی گاز خونه رو ورداشته، ظاهراً گاز ایراد پیدا کرده؛ من که از حموم اومدم بیرون متوجه شدم. بعدش براش تلمبه زدماونم خیلی حال می كرد. به سارا گفتم من میرم تا شلنگ بخرم و بیام. تا رفتن منم پریدم یه تاپ مثل مامانم ولی صورتی با یه شلوار استرژ سفیدو کوتاه اونم بدون شرت و سوتین پوشیدم که کون و کسم قلمبه زده بود بیرون و رفتم لب آب پیششون. داستان از اون جا شروع شد که چند سال پیش تو یه شرکت نیمه. تو حیاط هم درخت زیاد واسه همین از تو ساختمون لب ساحل معلوم نیست. اونا یه زن ومرد جوون بودند به اسمهای نادر و شهره یه پسردو ساله هم به اسم ناصر داشتند. موقع خوردن سینه هاش رو از روی تاپش بازی می دادم و خوشش می اومد. دیدم پسر عموم از فرط خستگی افتاده روی مبل و خوابش برده اما از عمو و زن عموی خوشگلم هیچ خبری نبود. درب رو که باز کرد داشت موهاشو با حوله خشک می کرد. وقتی كه فیلم تمام شد ركسانا فیلم را در آورد و زیر مبلی كه روی آن نشسته بود قایم كرد، من هم تا یك موقعیت مناسب پیدا كردم رفتم و فیلم رو تماشا كردم. انقدر كیف می داد كه دوست داشتم این كار را تا فردا صبح ادامه بدم كه یه دفعه زن عموم دست من را كنار كشید و گفت كه ممكن عموت سر برسه و آبروی جفتمون بره. مشخص بود که تازه ازش استفاده شده و باهاش موی کس و کون و ساق پا زده شده. میدونید كه هوای تهران تو این فصل روزهاتقریبانیمه سرد اما. ما همیشه تمام تلاش خودمون رو برای اضافه کردن موارد جدید به سایت برای مشتاق نگاه داشتن عزیزانی که به مسائل جنسی و پورن علاقه دارند انجام میدیم. با حالتی شاکی گفت من برای شام تدارک دیدم و باید حتماً شام بمونی. زنش یه دختر لوند و خوش هیکل بود. دیدم بساط شام رو روی میز آماده کرده و منتظره تا من گاز رو درست کنم. ما دارای یکی از عظیم ترین کالکشن های فیلم و داستان های سوپر هستیم که همه روزه برای شما قرار میدیم. سریع لباسهامو پوشیدم و رفتم خونشون. که یهو بلند جــــــــیغ زد : آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخ گفتم چته بابا گفت راست میگفتی از بمب هم بد تر بود گفتم چیزی نیست یواش یواش عادت میکنی آروم آروم حرکت میدادم که دیدم دیگه کاملا دردش از بین رفته و داره حال میکنه تند تند شروع کردم به تلمبه زدن که احساس کردم داره میاد آبم بهش گفتم کجا بریزم گفت بریز بیرون منم تند تند زدم و سریع در آوردم ریختم روی کمرش و افتادم کنارش روی تخت. همچین آه و ناله می کرد که حکایت از لذت فراوانش رو می داد. داستان های سکسی برگزیده ماه به انتخاب کاربران. اومدیم بیرون و خلاصه لباس هامون رو پوشیدیم و همه جا هایی که امکان داشت اثری بمونه رو هم پاک کردیم و کاملا مطمئن شدیم که دیگه هیچ اثری نیست و همون موقع بود که زنگ به صدا در اومد و همه برگشتن توی خونه. سلام امروز میخواستم در مورد سکس خودم با پدر شوهرم براتون بنویسم مادر شوهر من سالهاست که فوت کرده من با پدر شوهر بسیار ثروتمندم و شوهرم تو یه خونه زندگی میکنیم که پدر شوهرم طبقه بالاست و من و شوهرم پایین البته هر دو طبقه کاملا مجزا نیست و حالت دوبلکسه خلاصه از وقتی که وارد اون خونه شدم از احساسی که پدر شوهرم بهم داشت مطلع شدم اولاش دوستم داشت یه دوستی زیبا منم دوستش داشتم بهم خیلی لطف میکرد مثل پسرای جوون که دوست پسرتن رفتار میکرد و منم دوستش داشتم چون حیض و بی ادب نبود همین منو جذب خودش کرد البته من میفهمیدم که گاهی وقتا شیطونی میکنه و دختر میاره خونه طبقه بالا و رو خودم نمیوردم من دانشجوی پزشکی هستم و شوهرم تو یه شرکت بزرگ کار میکنه رییس شرکت باباش. کس سفیدی داشت که رنگ صورتی ناب لبای داخلی کسش هر کیری را بیتاب می کرد. داستان های سکسی به ترتیب انتشار. بعد رفتنه مامان دیدم باباهم داره میره بیرون که گفتم تو هم خسته شدی و میری؟ گفت نه میرم بخوابم رو ماسه ها سریع گفتم بابا میای شنا یادم بدی؟ باباگفت مگه بلد نیستی؟ گفتم نه خوب. من ناخودآگاه برگشتم و اون هم دو متری من با تعجب داشت نگاه می کرد. همون موقع داداش دختر عمم اومد تو خونه و سلام احوال پرسی کرد و گفت که یه ماشین جدید گرفته و این که میخواد همرو ببره بگردونه با ماشینش من به آرزو اسم دختر عمم گفتم بیا اینم مکان گفت یعنی چی ؟ گفتم یعنی نمیفهمی ؟ خوب اونا الان میرن بیرون ماهم یه بهونه میاریم دیگه گفت اوکی. وقتی رفتم داخل ویلا دیدم خیلی ساكته و این موضوع توجه من را جلب كرد. بابام محکمتر منو گرفته بود کیرشو به من فشار میداد کمی روی چاک کونم تکون ممیداد که دیدم ازپشتم فاصله گرفتو یه دستشم ول کرد بعد چند ثانیه دوباره پهلومو گرفت، البته این دفعه دستش را پایینتر برد، روی کپلامو گرفت که نوک انگشتهاش روی کشاله رونم بودوبا هر دوانگشت شسط شلوارم را تا زیر خط باسنم کشید پایین و دوباره بهم چسبید که من که کونم لخت بود لختیه کیر بابارو لای کونم حس کردمو فهمیدم چرا دستشو ول کرده بود. شب هر چی بیدار موندم و کشیک کشیدم از سکس مامان وبابا خبری نشد ومن خوابم برد.。 。 。 。 。 。 。

次の

داستان سکس با رکسانا (زن عمو)

داستان سکس باعروسم

。 。 。 。 。 。 。

次の

داستان سکس با رکسانا (زن عمو)

داستان سکس باعروسم

。 。 。 。 。 。 。

次の

فیلم های سوپر بدون فیلتر

داستان سکس باعروسم

。 。 。 。 。 。 。

次の

فیلم های سوپر بدون فیلتر

داستان سکس باعروسم

。 。 。 。 。 。 。

次の

داستان سکس با رکسانا (زن عمو)

داستان سکس باعروسم

。 。 。 。 。 。

次の

فیلم های سوپر بدون فیلتر

داستان سکس باعروسم

。 。 。 。 。 。

次の